- دوستى شما ذخيرهء فرداى ماست ، وه چه ذخيرهء بابركت و گرامى !
- به اين قصيدهء چون درّ و گوهر گوش سپار كه همه جدّ است نه شوخى ، شايستهء سپاس نه سرزنش .
- ابيات آن پرداختهء فكر و نتيجهء احساس على بن حماد است كه چنين با زيب و زيور است .
به نام ابن حماد شاعر ، در ضمن مجموعههاى قديمى كه در نجف اشرف و كاظميه به دست آمد ، قصايد فراوانى ديده شد كه اينك فهرست آن را مىنگاريم و برخى از ابيات منتخب را عينا درج مىكنيم :
1 - قصيدهاى در 46 بيت و مطلع آن :
يا يوم عاشورا أطلت بكائى * و تركتنى وقفا على البرحاء
2 - قصيدهاى در 37 بيت و تمام آن :
- براى تهنيت عيد ، سراغ دگران گير ! آن كه پرچم عزا افراشته عيدش كدام است ؟
- در اين سوك و ماتم از هرچه عيد است ، بيگانهام ؛ مرا با سوز دلم واگذار و بگذر .
- همگان سال نو را با شادى و سرور استقبال كنند ، عيد من با فرياد زارى شروع شود .
- و چون جامهء نو درپوشند ، من جامهء اندوه و مصيبت به تن بيارايم .
- دگران شراب ناب نوشند ، شراب من سرشكى باشد كه همراه خون از ديده روان است .
- و چون از وجد و سرور ، شادى آغاز كنند ، من با شيون و زارى بر حسين ! ترانهء غم ساز كنم .
- اگر بار غمى كه از مصيبت او بر دل نشسته ، تاروپود وجودم را بر باد دهد ، كم است .
- آيا سزاوار تهنيت و مباركباد است ، آن كه سرورانش به دست دشمن نابود و هلاك شدند ؟
- آه ، اى كربلا ! چه غبار غمى كه از تو ، بر دلهاى داغدار ننشست ؟
- بعد از كشتهء كربلا كه به جور و سيهكارى شهيد شد ، باز هم از زندگى برخوردار باشم ؟
چه بىحيايى ؟