- پارسا ، پرهيزگار و پاك ، باايمان ، شجاع و بىباك .
- حجت بر خلق ، فرمانرواى پاكسيرت ، پاكنهاد بادرايت .
- دو پرتو فروزان در عالم اشباح ( ذر ) و چونان كه رسول فرمود : دو گوشوارهء عرش .
- دو سيب خوشبو بر دست احمد ، و دو نسل گهربار براى على و فاطمه .
- درود خدا بر روح پاكشان و سيراب باد تربتشان در پاييز و بهار .
تا آنجا كه گويد :
- ابن حماد را عملى شايستهء درگاه نباشد ، جز اينكه به دامن « ميم و عين » چنگ زده باشد .
- « ميم » يعنى منتهاى آرزويم محمد و « عين » يعنى على كه نور چشم است .
- درود خداى بر ايشان باد ، مادام كه خورشيد بدمد و سپس راه غروب گيرد . « 1 »
و قصيدهاى دارد در سوك سيد الشهداء ، سبط پيامبر كه ضمنا از حديث غدير ياد مىكند :
- سلام بر آن بارگاهى كه در كربلا مىدرخشد و گنج پارسايى و جهان دانش را در خود نهفته است .
- محفل ماتم به پا كن و سيلاب اشك فروريز !
- تربت پاكش با سوز دل ببوس و گونهها بر خاك درش نه .
- بگو : اى آرامگاه قدس كه پيكر سرورم در بر تو است ، سيراب باشى سيراب .
- بناز بر تربت دگران كه سزاوار هرگونه افتخار و نازى .
- گل بوستان پيامبر در تو آرام گرفته است ، آن كه در قلب و ديدهء مصطفى جاى داشت .
- كوه وقار و درياى دانش در تو جا ساخته ، آرى سرفرازى و باليدن سزاوار تست .
- پيكرى در تو نهان است كه با فروافتادنش اركان دين فروريخت ، با آنكه استوار بود .
- آن كه جبرئيلش با سرود شادى گهوارهجنبان بود و ميكائيل با تحفه و ارمغان به درگاه .
- آن كه فطرس ملك به آستان همايون پناه جست و به آسمان نيلگون پر كشيد .
- آن روز كه سپاه پسر هند به سويش شتافت تا كينهء دل بازجويد .
هامش
( 1 ) . اين قصيده 57 بيت است كه چهل و چهار بيت آن مذكور شد .