- زمانه بعد از فراق او دگرگون گشته و كار زندگى به جدايى و سختى كشيده شده است .
در مورد نسب على بن جهم سامى - يكى از شعراى منحرف از على امير المؤمنين عليه السّلام - كه اظهار دشمنى مىكرد و ديگران در نسب او طعن زده و عدهاى او را از دودمان سامة بن لوى بن غالب دانستهاند ، گويد :
- سامه خودش از ماست ، ولى وضع فرزندانش بر ما روشن نيست .
- كسانى كه نسبهاى خود را به رخ ما مىكشند ، در بستر خواب رؤياهاى خرافى مىبينند .
- من به آنها همانند سخن پيامبر را ، كه همهء سخنانش محكم است ، گفتم :
- اگر چيزى از تو سؤال كردند كه آن را نمىدانى ، بگو خداى آگاهتر است .
و نيز دربارهء او گويد :
- اگر در پناه نضر يا معدّ باشى و يا خانهء خدا را به طور كامل مهد پرورش خود قرار دهى ، و زمزم را آبشخور دايم خود و اخشبين « 1 » را توقّفگاه و مبدأ خود بدارى ، با اينهمه چيزى از قريش جز فاصله پيدا نمىكنى و جز سخندانى نادان ، نخواهى بود . « 2 »
ثعالبى ابيات زير را از او نقل كرده است :
- روزى كه چشمم به او ، در كمال نعمت و رفاهيّت ، روشن گردد ، سخنان شيرينش مرا از زندگى با ديگران پشيمان ساخته ، مؤدّبانه دستهايم را به طرب آورد .
- اگر از جنايت شبها نمىترسيدم ، به هردو دست جوانمردى را محكم مىگرفتم . « 3 »
دربارهء طاهريان ، در روزگارى كه خانههاشان خراب و فروغ و بهجتشان مبدّل به ويرانى شده بود ، در حالى كه بر ويرانههاى آنان عبور كرده ، گويد :
- به خانههاى طاهريان كه مراكز خوشى و مسرت بود ، عبور كردم .
- دگرگونى روزگارشان را در سرعت ، به رنگينكمان تشبيه كردم .
هامش
( 1 ) . نام دو كوه است كه به مكه احاطه دارند : يكى ابو قبيس و ديگرى كوه سرخ كه رو به قعيقعان دارد . ( م )
( 2 ) . معجم الشعراء 286 ؛ مروج الذهب : 2 / 386 .
( 3 ) . ثمار القلوب 223 .