تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
- زمانه بعد از فراق او دگرگون گشته و كار زندگى به جدايى و سختى كشيده شده است . در مورد نسب على بن جهم سامى - يكى از شعراى منحرف از على امير المؤمنين عليه السّلام - كه اظهار دشمنى مىكرد و ديگران در نسب او طعن زده و عده‌اى او را از دودمان سامة بن لوى بن غالب دانسته‌اند ، گويد : - سامه خودش از ماست ، ولى وضع فرزندانش بر ما روشن نيست . - كسانى كه نسبهاى خود را به رخ ما مىكشند ، در بستر خواب رؤياهاى خرافى مىبينند . - من به آنها همانند سخن پيامبر را ، كه همهء سخنانش محكم است ، گفتم : - اگر چيزى از تو سؤال كردند كه آن را نمىدانى ، بگو خداى آگاه‌تر است . و نيز دربارهء او گويد : - اگر در پناه نضر يا معدّ باشى و يا خانهء خدا را به طور كامل مهد پرورش خود قرار دهى ، و زمزم را آبشخور دايم خود و اخشبين « 1 » را توقّفگاه و مبدأ خود بدارى ، با اين‌همه چيزى از قريش جز فاصله پيدا نمىكنى و جز سخندانى نادان ، نخواهى بود . « 2 » ثعالبى ابيات زير را از او نقل كرده است : - روزى كه چشمم به او ، در كمال نعمت و رفاهيّت ، روشن گردد ، سخنان شيرينش مرا از زندگى با ديگران پشيمان ساخته ، مؤدّبانه دستهايم را به طرب آورد . - اگر از جنايت شبها نمىترسيدم ، به هردو دست جوانمردى را محكم مىگرفتم . « 3 » دربارهء طاهريان ، در روزگارى كه خانه‌هاشان خراب و فروغ و بهجتشان مبدّل به ويرانى شده بود ، در حالى كه بر ويرانه‌هاى آنان عبور كرده ، گويد : - به خانه‌هاى طاهريان كه مراكز خوشى و مسرت بود ، عبور كردم . - دگرگونى روزگارشان را در سرعت ، به رنگين‌كمان تشبيه كردم .
هامش
( 1 ) . نام دو كوه است كه به مكه احاطه دارند : يكى ابو قبيس و ديگرى كوه سرخ كه رو به قعيقعان دارد . ( م ) ( 2 ) . معجم الشعراء 286 ؛ مروج الذهب : 2 / 386 . ( 3 ) . ثمار القلوب 223 .