تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
زمان داروست . - اگر خالق جهان را تهمت به ناتوانى نمىزدى ، آزمايشت از روى تدبير امانتدارى بود . - آيا مىپندارى خداوند قادر نيست مردگان را همانند زندگان محفوظ نگه دارد ؟ - و آيات لطف خدا را كه مىبينى ، از تدابير حكمايش مىپندارى ؟ او از دنيا رفت و در لحظات آخر عمرش مىگفت : - لقاى پروردگار را هول و هراسى است كه هيچ ترسى بدان پايه نمىرسد . طيره يا فال بد ، نزد او تنها بخشى از همين ترس دينى غريزى بود . ازاين‌رو ، او فلسفه‌بافى مىكرد و آراء و نظراتش را در دين وارد مىساخت ، ولى در حدّ احساس ، نه انديشه ، لذا بايد گفت او يك هنرمند است نه يك فيلسوف . فال بد زدن بخشى از دين نيست ، و كسى كه تسليم دين باشد ، گوشش از سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پر است كه فرمود : نه فال بد و نه پرندهء شوم ، پس به آن تكيه نخواهد كرد . ترتيب اثر دادن به فال بد خاصيّت ضعف در نفوسى است كه به نور ايمان و يقين و توكّل بر خدا در همه حال نيرومند نشده باشند ، لذا در جاهليّت ، فال بد زدن فراوان بود و اسلام آن را از ميان برداشت . گويد : اينكه او به اختيار معتقد است ، از جرأت و دليرىاش نيست ، بلكه نمىخواهد نظرى بر خلاف اصطلاح عمومى ابراز كرده باشد . او گناه را به گردن انسان مىاندازد و تقدير خدا را در مورد ثواب و عقاب بنده دور از ظلم مىبيند ، و دربارهء خداوند به نيكوترين تصوّرى كه يك فلسفه‌ساز خدايش را تصوير مىكند ، مىنگرد ، چنان كه گويى ترس از عالم غيب اين عقيده را به او داده است نه جرأت و دليرى نسبت به آن ؛ و از ترس اشكالاتى كه او را فراگرفته بود ، به رأى معتزله كشيده شد و آرامشى نداشت تا به پناهگاهى برسد و به آسودگى امن‌وامان دست يابد . ازاين‌رو ، به دوستان پناه مىبرد و با آنان به درددل مىپرداخت و از آنان مىخواست تا اندوهش را زايل كنند ، چنان كه گويد : - همبستگى ما را در دوستى ، مهر ما نسبت به نيكان بنى هاشم مستحكم مىدارد .