- دختركم محزون مباش كه مردم همه درگذرند .
- دختركم براى مصيبتى بزرگ ، صبرى جميل لازم است .
- با افسوس بر من ، از پشت ستر و حجابت ناله زن .
- و چون مرا ندا كردى و از پاسخ شنيدن محروم ماندى ، بگو :
- زينت جوانان ابو فراس ، از جوانى كام نگرفت .
در بسيارى از تذكرهها آمده است كه چون خبر وفاتش به خواهرش ، مادر ابو المعالى رسيد ، چشمان خود را بيرون آورد ، و گويند : لطمه به صورت زد و چشمانش از حدقه بيرون افتاد . همچنين گويند : غلام سيف الدوله او را كشته بود و ابو المعالى آن را نمىدانست ، چون خبر آن را دريافت كرد ، بر او سخت گران آمد .
اينك به نمونهاى از اشعار او در باب مذهب بنگريم :
- اميد نجات از آنچه مىترسم ، جز به احمد و على ندارم .
- و به دخت پيامبر ، فاطمهء پاك ، و دو سبط او و امام سجاد .
و پس از ياد كرد نام بقيهء امامان معصوم عليهم السّلام در سه بيت ديگر ، شعر را با اين بيت پايان مىدهد :
- مرا به روز رستخيز در پيشگاه حضرت حق ، چشم اميدى جز به لطف و عنايت ايشان نيست .
همو در قطعهاى ديگر كه به چهار بيت مىرسد ، چهارده معصوم عليهم السّلام را سروران خود مىداند و آنان را شفيعان روز جزا مىخواند و اميدوار است كه به مدد آن بزرگواران از آمرزش الهى بهرهمند آيد .
و از اشعار حكمتآميز اوست :
- بىنيازى روحى براى كسى كه تعقل كند ، بهتر از بىنيازى مالى است .
- و برترى روانى مردم برتر از برترى در حال آنهاست .
همو گويد :
- شخص در انتظار مصايب بىپايان است تا وقتى كه بدنش را در خاك پنهان كنند .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 577
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٥٧٧