تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
- دختركم محزون مباش كه مردم همه درگذرند . - دختركم براى مصيبتى بزرگ ، صبرى جميل لازم است . - با افسوس بر من ، از پشت ستر و حجابت ناله زن . - و چون مرا ندا كردى و از پاسخ شنيدن محروم ماندى ، بگو : - زينت جوانان ابو فراس ، از جوانى كام نگرفت . در بسيارى از تذكره‌ها آمده است كه چون خبر وفاتش به خواهرش ، مادر ابو المعالى رسيد ، چشمان خود را بيرون آورد ، و گويند : لطمه به صورت زد و چشمانش از حدقه بيرون افتاد . همچنين گويند : غلام سيف الدوله او را كشته بود و ابو المعالى آن را نمىدانست ، چون خبر آن را دريافت كرد ، بر او سخت گران آمد . اينك به نمونه‌اى از اشعار او در باب مذهب بنگريم : - اميد نجات از آنچه مىترسم ، جز به احمد و على ندارم . - و به دخت پيامبر ، فاطمهء پاك ، و دو سبط او و امام سجاد . و پس از ياد كرد نام بقيهء امامان معصوم عليهم السّلام در سه بيت ديگر ، شعر را با اين بيت پايان مىدهد : - مرا به روز رستخيز در پيشگاه حضرت حق ، چشم اميدى جز به لطف و عنايت ايشان نيست . همو در قطعه‌اى ديگر كه به چهار بيت مىرسد ، چهارده معصوم عليهم السّلام را سروران خود مىداند و آنان را شفيعان روز جزا مىخواند و اميدوار است كه به مدد آن بزرگواران از آمرزش الهى بهره‌مند آيد . و از اشعار حكمت‌آميز اوست : - بىنيازى روحى براى كسى كه تعقل كند ، بهتر از بىنيازى مالى است . - و برترى روانى مردم برتر از برترى در حال آنهاست . همو گويد : - شخص در انتظار مصايب بىپايان است تا وقتى كه بدنش را در خاك پنهان كنند .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 577 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى