تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦

تولد و قتل او

ابو فراس در سال 320 و گويند 321 متولد شد و آنچه ابن خالويه از ابو فراس نقل كرده كه گفته است : در سال 339 من نوزده ساله بودم ، نشان مىدهد كه تاريخ تولد او 320 بوده و نيز قتل او در روز چهارشنبه هشتم ربيع الآخر « 1 » و به نقل از تاريخ صابى « 2 » روز شنبه دوم جمادى الاول سال 357 « 3 » اتفاق افتاده است . علت اين قتل اين بود كه چون سيف الدوله از دنيا رفت ، ابو فراس تصميم گرفت بر حمص كه خود در آنجا اقامت داشت ، دست يابد و حكمرانى كند . اين خبر به پسر خواهرش ابو المعالى پسر سيف الدوله ، و غلام پدرش قرعويه « 4 » رسيد و بدين‌وسيله بين ابو فراس و ابو المعالى وحشت پديد آمد . ابو المعالى او را طلبيد و ابو فراس به صدد كه دهكده‌اى است در راه خشكى به سوى حمص ، رفت . ابو المعالى اعراب بنى كلاب و ديگران را گردآورد و همراه قرعويه به دنبالش فرستاد و او را درصدد يافتند و دستگير كردند و يارانش را امان دادند . قرعويه غلامش را گفت : او را بكش . غلام او را كشت و سرش را جدا كرد و برداشت و پيكرش را در بيابان رها كرد تا يكى از اعراب آن را دفن كرد . ثعالبى گويد : قصيده‌اى كه از ابو اسحاق صابى در رثاى ابو فراس خواندم ، نشان مىداد او را در واقعه‌اى كه ميان او و غلامان خاندانش اتفاق افتاد ، كشته‌اند . ابن خالويه گويد : شنيده‌ام ابو فراس روزى كه به قتل رسيد ، خيلى محزون و نگران بود و در آن شب سخت گرفته خاطر شده بود . دخترش كه عيال ابو العشائر است ، او را ديده و محزون شد و از شدت اندوه به حال او گريه كرد . ابو فراس مثل كسى كه خبر مرگ خودش را مىدهد ، ناگاه اين ابيات را گفت كه اين آخرين شعر اوست :
هامش
( 1 ) . كامل ابن اثير ؛ تاريخ ابى الفدا . ( 2 ) . ابن خلكان در تاريخ خود و صاحب شذرات الذهب به شرح‌حال او پرداخته‌اند . ( 3 ) . ابن عساكر در تاريخ خود سال 350 را آورده كه درست نيست . ( 4 ) . در كامل ابن اثير ، فرغويه و در شذرات ، فرغويه و در تاريخ ابن عساكر ، ابو قرعونه آمده است .