تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
- از آن‌رو كه خداى عرش ، احمد را گفت : رسالتت را ابلاغ كن و مطيع امر من باش . - و اگر عصيان‌ورزى و به انجام مأموريت نپردازى ، امر مرا نرسانده‌اى و فرمان مرا صلا نداده‌اى . و اين سخن از اوست كه در آن امير المؤمنين عليه السّلام را مدح گفته ، دوستى و ولايش را به حديث غدير واجب مىكند : - اى حيله‌گر ! دست از زشتيها بدار ، به حق تكيه كن ، و از پيروانش باش . - يعنى پيرو كسى كه در آغاز خدا را به يگانگى پرستيد ، و از پيروى كسان ديگر جز پيامبر امّى خوددارى كرد . - پيرو كسى كه محققا پيامبر درباره‌اش گفته است : على با حق و حق با على است . - پيرو كسى كه شمشير خدا را در ميان آنها بركشيد ، شمشيرى از نور و به شيوهء رادمردان . - پيرو كسى كه روز خيبر سپاه كفر را مغلوب كرد و در قلعهء خيبر را تكان داد و از جا كند . - پيرو كسى كه پيامبر مصطفى ولاى او را در روز غدير هنگامى كه وى را سر دست برداشت ، بر خلق واجب كرد . - من گواهى مىدهم كه آنچه تو مىگويى ، هركس بشنود بر بطلانش اعتراف كند . و در مدح آن حضرت عليه السّلام گويد : - براى خلافت ، حيدر در محل خم استقرار يافت و از پيش ، پيامبر سخنى غير قابل انكار بيان فرمود . - روزى كه پيامبر مصطفى در حالى كه براى جنگ تبوك در هيجان بود و قصد حركت داشت ، او را خواند و گفت : - به جاى من در مدينه بمان و اين را بدان‌كه تو بر تبهكاران چيره خواهى شد . - و چون پيامبر طاهر برفت ، مردمى به گفتارشان عليه او تظاهر كردند و با سخنانى بلند گفتند : - على را پيامبر دشمن گرفته است و اين امر از دشمنان ، تهمت و ناسزا بود . - ازاين‌رو ، على به تعقيب پيامبر پرداخت و هنوز به لشكرگاه نرسيده ، روى بازگرداند