- از آنرو كه خداى عرش ، احمد را گفت : رسالتت را ابلاغ كن و مطيع امر من باش .
- و اگر عصيانورزى و به انجام مأموريت نپردازى ، امر مرا نرساندهاى و فرمان مرا صلا ندادهاى .
و اين سخن از اوست كه در آن امير المؤمنين عليه السّلام را مدح گفته ، دوستى و ولايش را به حديث غدير واجب مىكند :
- اى حيلهگر ! دست از زشتيها بدار ، به حق تكيه كن ، و از پيروانش باش .
- يعنى پيرو كسى كه در آغاز خدا را به يگانگى پرستيد ، و از پيروى كسان ديگر جز پيامبر امّى خوددارى كرد .
- پيرو كسى كه محققا پيامبر دربارهاش گفته است : على با حق و حق با على است .
- پيرو كسى كه شمشير خدا را در ميان آنها بركشيد ، شمشيرى از نور و به شيوهء رادمردان .
- پيرو كسى كه روز خيبر سپاه كفر را مغلوب كرد و در قلعهء خيبر را تكان داد و از جا كند .
- پيرو كسى كه پيامبر مصطفى ولاى او را در روز غدير هنگامى كه وى را سر دست برداشت ، بر خلق واجب كرد .
- من گواهى مىدهم كه آنچه تو مىگويى ، هركس بشنود بر بطلانش اعتراف كند .
و در مدح آن حضرت عليه السّلام گويد :
- براى خلافت ، حيدر در محل خم استقرار يافت و از پيش ، پيامبر سخنى غير قابل انكار بيان فرمود .
- روزى كه پيامبر مصطفى در حالى كه براى جنگ تبوك در هيجان بود و قصد حركت داشت ، او را خواند و گفت :
- به جاى من در مدينه بمان و اين را بدانكه تو بر تبهكاران چيره خواهى شد .
- و چون پيامبر طاهر برفت ، مردمى به گفتارشان عليه او تظاهر كردند و با سخنانى بلند گفتند :
- على را پيامبر دشمن گرفته است و اين امر از دشمنان ، تهمت و ناسزا بود .
- ازاينرو ، على به تعقيب پيامبر پرداخت و هنوز به لشكرگاه نرسيده ، روى بازگرداند
الغدير ( فارسى ) — صفحة 540
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٥٤٠