- كسى كه در جنگ بدر و احد گردنها زد و سرها از بدن جدا كرد .
- تا جايى كه جبرئيل فرياد برداشت و گفت : جوانمردى جز على نيست .
- كسى كه شمشيرش عمرو عامرى را دو نيم كرد و او مانند پيلى فروافتاد و جان سپرد .
- و چون فرياد مبارزطلبى سرداد ، گردنها از بيم شكستن به شكوه افتادند .
- كسى كه روز خيبر پرچم نصر و پيروزى به دستش داده شد و مدعيان دروغين منكوب شدند .
- و پس از بهبود درد چشم ، با بصيرت و هشيارى ، روانه گشت .
- آنگاه در خيبر را از جا كند و خيبر را گشود و مرحب را كشت و نقش بر زمين ساخت .
- چه كسى بصره را از لوث بيعتشكنان پاك كرد و پاى سپاه كفر را بشكست .
- و اموال را در ميان لشكريان تقسيم كرد و گفت : سهم هرنفر پنج دينار است .
- و چون مدد رسيد ، همگان دريافتند كه سهم هريك بىكموكاست با ديگرى برابر است .
- كسى كه در صفين شمشير از غلاف بيرون كشيد و فرقها را شكافت و استخوانها را بشكست .
- و از عمروعاص و بسر بن ارطاة كه عورت خود را آشكار كردند ، از روى بزرگوارى روى بگردانيد . « 1 »
- و كسى كه در نهروان خونها به راه انداخت و ريشهء تحريكات و فشارها را بريد و قطع كرد .
- و گويندهاى را كه مىگفت : خوارج از نهر عبور كردند ، تكذيب كرد و سر بريدهء كشتگان آنها را برشمرد .
- او كسى است كه قرآن را با احكام واجب و مباحش گردآورده است .
- او كه غذاى افطارش را در روزى كه روزهدار بود ، ايثار كرد و به نيازمند بخشيد .
- خداى بزرگ سورهء هل اتى نازل كرد و متعرض پاداش آنان شد و به شرح داستان
هامش
( 1 ) . داستان امير المؤمنين عليه السّلام با عمروعاص و بسر بن ارطاة را در همين كتاب آورديم . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 2 / 158 ، 165 .