تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
- كسى كه در جنگ بدر و احد گردنها زد و سرها از بدن جدا كرد . - تا جايى كه جبرئيل فرياد برداشت و گفت : جوانمردى جز على نيست . - كسى كه شمشيرش عمرو عامرى را دو نيم كرد و او مانند پيلى فروافتاد و جان سپرد . - و چون فرياد مبارزطلبى سرداد ، گردنها از بيم شكستن به شكوه افتادند . - كسى كه روز خيبر پرچم نصر و پيروزى به دستش داده شد و مدعيان دروغين منكوب شدند . - و پس از بهبود درد چشم ، با بصيرت و هشيارى ، روانه گشت . - آنگاه در خيبر را از جا كند و خيبر را گشود و مرحب را كشت و نقش بر زمين ساخت . - چه كسى بصره را از لوث بيعت‌شكنان پاك كرد و پاى سپاه كفر را بشكست . - و اموال را در ميان لشكريان تقسيم كرد و گفت : سهم هرنفر پنج دينار است . - و چون مدد رسيد ، همگان دريافتند كه سهم هريك بىكم‌وكاست با ديگرى برابر است . - كسى كه در صفين شمشير از غلاف بيرون كشيد و فرقها را شكافت و استخوانها را بشكست . - و از عمروعاص و بسر بن ارطاة كه عورت خود را آشكار كردند ، از روى بزرگوارى روى بگردانيد . « 1 » - و كسى كه در نهروان خونها به راه انداخت و ريشهء تحريكات و فشارها را بريد و قطع كرد . - و گوينده‌اى را كه مىگفت : خوارج از نهر عبور كردند ، تكذيب كرد و سر بريدهء كشتگان آنها را برشمرد . - او كسى است كه قرآن را با احكام واجب و مباحش گردآورده است . - او كه غذاى افطارش را در روزى كه روزه‌دار بود ، ايثار كرد و به نيازمند بخشيد . - خداى بزرگ سورهء هل اتى نازل كرد و متعرض پاداش آنان شد و به شرح داستان
هامش
( 1 ) . داستان امير المؤمنين عليه السّلام با عمروعاص و بسر بن ارطاة را در همين كتاب آورديم . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 2 / 158 ، 165 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 538 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى