تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
پرداخت . « 1 » - آنكه چون انس ، از دادن شهادت حق ، براى او خوددارى ورزيد ، به بيمارى برص مبتلا گرديد . « 2 » - همان وقتى كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : چه كسى به ولايت من در غدير گواهى مىدهد ؟ هرشنونده‌اى مبادرت به شهادت دادن ورزيد و انس امتناع كرد . - پس او را فرمود : آيا فراموش كردى ؟ گفت : دروغ است ، آنگاه فرمود : به زودى به دردى مبتلا خواهى شد كه پيراهن پنهانش نكند . - اى پسر ابو طالب ! اى كسى كه انگشترى پيامبران را از نظر حكمت ، به منزلهء نگينى . - فضيلت تو قابل انكار نيست ، ولى ولايت تو برخى را گوارا و گروهى را گلوگير است . - ياد ولاى تو نزد دوستانت شفابخش و نزد دشمنانت اندوهبار است . - مانند پرندگانى كه برخى در بوستانهاى پرشكوفه به گلها لبخند مىزنند و برخى در قفسها بسر مىبرند . او دربارهء خلافت امير المؤمنين عليه السّلام مبتنى بر نص حديث غدير ، شعرى بدين مضمون دارد : - مولا حيدر را براى امارت ، بنا بر آنچه از تحقيق و تعمق بدست آوردم ، بر دگران مقدم داشتم . - همانا خلافت بعد از پيامبر ، به امر خداى رحمان ، براى او مقدر شده است . - كسى كه احمد در روز غدير ، بنا به نقل خبرى كه وارد شده است ، دربارهء او گفت : - يا على ! برخيز و پس از من ، براى آنان سرورى باش كه روز حشر با مسرت به من باز گردى . - تويى مولاى وفادار آنان كه وحى الهى بر آن صحه مىنهد .
هامش
( 1 ) . قبلا نزول هل اتى را دربارهء عترت طاهره و امير المؤمنين عليهما السّلام بيان كرديم . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 3 / 107 - 111 . ( 2 ) . شرح مفصل داستان انس را در همين كتاب ياد كرديم . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 191 .