تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣

وفات او

وفات تنوخى ، عصر روز سه‌شنبه هفتم ماه ربيع الاول سال 342 در بصره اتفاق افتاد و روز بعد در زمينى كه براى او در خيابان مربد خريدارى شده بود ، به خاك سپرده شد . فرزندش ابو على در نشوار المحاضرة گويد : آنچه از صحت احكام نجوم را خود مشاهده كرده‌ايم ، كفايت است . اين پدرم ، در سال وفاتش ، تحويل ولادتش را انجام داد و به ما گفت : اين سالى است كه منجمان براى من بريده‌اند ، يعنى به حساب نجومى من در اين سال مىميرم . اين مطلب را براى ابو الحسن بهلول قاضى كه از بستگان نزديكش در بغداد بود ، نوشت و او را از وفات خود خبر داد و وصيت كرد و چون بيمارى مختصرى پيدا كرد ، قبل از آنكه بيمارىاش سخت شود ، تحويل را بيرون آورده در آن بسيار نگريست ؛ من آنجا بودم كه او سخت گريه كرد و آن را برهم گذاشت . و نويسنده‌اش را صدا كرد و وصيت خود را كه پس از خود به جاى گذاشت ، براى او املا كرد و همان روز بر آن گواه گرفت ، آنگاه ابو القاسم غلام زحل منجّم آمد و او را دلدارى داد و در محاسبهء نجومىاش ايراد و شبهه گرفت . پدرم او را گفت : اى ابو القاسم ! من از كسانى نيستم كه بر من حساب پوشيده ماند و به اشتباه افتم ، ديگر بر من اين اشتباهات روا نيست و مرا نبايد به غفلت نسبت داد . او نشست و با پدرم دربارهء محلى كه از آن بيمناك بود ، موافقت كرد و من در اين جريان شخصا حاضر بودم كه او گفت : من به اين موضوع ، كار ندارم و ترديد كرد كه اگر روز سه‌شنبه عصر هفتم ماه باشد ، منجمان آن را ساعت قطع خوانده‌اند و ديگر ابو القاسم غلام زحل كه مستخدم پدرم بود ، مطلب را تعقيب نكرد و سخت گريست . پدرم گفت : اى غلام ! طشت آب حاضر كن . وقتى طشت حاضر شد ، تحويل را در آن شست و آن را قطع كرد و با ابو القاسم آخرين وداع خود را نمود و عصر همان روزى كه گفته بود ، از دنيا رفت . شرح‌حال تنوخى را در كتابهاى زير مىتوان از نظر گذراند :