سالها گرديده است ، و گرنه مىتوانستيم عقايدشان را دريابيم و با دركى صحيح از مكنونات قلبى آنان ، از حقيقت مذهبشان آگاه شويم .
سخنان تذكرهنويسان در مورد مذهب تنوخى و فرزندش ابو على از روز نخست تا امروز ، نشانهء آن است كه اينان مذهب خود را پنهان مىداشتند و در هرگوشه و كنارى كه فرود مىآمدند ، تظاهر به مذهب اهل آن محل مىكردند . خطيب بغدادى در تاريخ بغداد ، و سمعانى در انساب ، و ابن كثير در تاريخ خود ، و ابن عماد در شذرات الذهب ، و سيد عباسى در معاهد ، و شيخ ابو الحسن شريف در ضياء العالمين گفتهاند : قاضى تنوخى فقه را به مذهب ابو حنيفه آموخت .
يافعى در مرآة الجنان ، ذهبى در ميزان الاعتدال ، سيوطى در البغية و ابو الحسنات در الفوائد البهية تصريح كردهاند كه او حنفى مذهب بوده است . خطيب بغدادى در تاريخ بغداد و سمعانى در انساب گفتهاند : او علم كلام را به اصول مذهب معتزله مىدانست و در كامل ابن اثير آمده است كه او به اصول مذهب معتزله عالم بود . در لسان الميزان آمده است : او را به اعتزال نسبت دادهاند و قاضى نور اللّه شوشترى در مجالس المؤمنين او را از قضات شيعه خوانده و به همين مطلب صاحب مطلع البدور نيز تصريح نموده و صاحب نسمة السحر از مسورى يمنى نقل كرده است كه او در اصول ، معتزلى و در اظهاراتش بشدت شيعى ، ولى حنفىمذهب بود .
چيزى كه مىتواند اين مطالب پراكنده را بههم جمع كند ، اين است كه او در اصول ، معتزلى و در فروع ، حنفى و در مذهب ، زيدى بوده است . در تأكيد بر مذهبش ، معاصرش مسعودى اين سخن را آورده است : اكنون در اين موقع كه سال سيصد و سى و دو مىباشد ، او از جملهء زيدى مذهبان بصره است . « 1 »
البته ، قصيدهء بائيهاش كه قسمتى از آن را ياد كرديم ، جانب تشيع او را ، در ميزان تحقيق ، ترجيح مىدهد ، چنان كه بسيارى از قضايايى كه فرزندش ابو على در كتاب الفرج بعد الشدة از پدر خود ، نقل كرده ، نشانهء تشيع اوست .
هامش
( 1 ) . مروج الذهب : 2 / 519 .