تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
مقدار قصيده را حفظ كرده‌اى ؟ گفتم ، همه‌اش را . او از اينكه دروغ گفته باشم ، به خشم آمد و گفت : بخوان . دفتر را از آستين بيرون آوردم ، او آن را از من گرفت و گشود و در آن نگريست ، و من شروع كردم به خواندن . بيش از صد بيت آن را كه خواندم چند ورق زد و گفت : از اينجا بخوان . مقدار صد بيت از آنجا تا آخر خواندم . از تيزهوشى من به شگفت آمد و مرا به خود چسبانيد و بوسه‌اى بر سر و ديده‌ام نثار كرد و گفت : عزيزم به كسى اين را مگو كه من از بدچشمى مردم بر تو مىهراسم . « 1 » نيز ابو على گويد : پدرم مرا به حفظكردن واداشت و من خود بعد از او از اشعار ابو تمام و بحترى به تنهايى ، غير از اشعارى كه از ديگر شاعران جديد و قديم حفظ كرده بودم ، دويست قصيده حفظ كردم . همو گويد : پدرم و بزرگان قوم ما در شام مىگفتند كه هركس چهل قصيده از قبيلهء بنى طى [ طائيان ] حفظ كند و خود شعر نسرايد ، او الاغى در پوست انسان است . ازاين‌رو ، من در سن كمتر از بيست ، به شعر سرودن پرداختم و اشعار مقصورهء خود را كه اولش :
لو لا التناهى لم اطع نهى النهى * اىّ مدى يطلب من حاز المدى
است ، را سرودم . ابو على گويد : پدرم غير از اشعار شاعران جديد و مخضرمين كه دورهء جاهليت و اسلام هردو را درك كردند ، و شعراى جاهليت ، هفتصد قصيده و قطعه از اشعار طائيان را در حفظ داشت . من خود دفترى از او به خطش در دست دارم كه رئوس قصايدى را كه او محفوظ بود ، در آن ثبت نموده و داراى 230 برگ از كاغذ گرانبها و لطيف منصورى است . او مقدار زيادى از نحو و لغت حفظ كرده بود ، تا آنجا كه گويد : من كسى را كه حافظه‌اش از او برتر باشد ، نديده‌ام . او پيش از آنكه حافظه‌اش را در همهء اين علوم به كار گيرد ، اعجوبه‌اى به نظر مىرسيد .
هامش
( 1 ) . نشوار المحاضرة ، ابو على محسن تنوخى 176 . ابن كثير اين قصه را به طور خلاصه آورده است . رك : تاريخ ابن كثير : 11 / 227 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 530 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى