2 ابن علويّهء اصفهانى ( 212 - بعد از 320 )
- بر ديدگانت چه گذشته كه پلكهايش پر از سرشك ، نگاههايش گذران ، و مردمكش بيمار است .
- درود پروردگار بر پسر عم محمد ، درودى كه او را در مهر بپوشاند .
- و با ياد غدير او را فضيلتى است كه تا شبوروز در گردش است ، فراموش نمىگردد .
- پيامبر اكرم براى تشريح ولايت او كه كتاب آسمانى قرآن بدان گوياست ، به پا خاست .
- در آنجا كه گويد مأموريتت را ابلاغ كن و در پناه خداوند مهربان ، از شرّ آنان در امان باش .
- او مردم را دعوت به نماز جماعت كرد و على را به فضل گفتار غرّاى خداوند ، سرورى بخشيد .
- بانگ برداشت : آيا من صاحباختيار شما نيستم ؟ گفتند : البته ، فرمود : پس صاحب اختيار دوم شما اين شخص است .
- سپس براى او و هركس كه به يارىاش برخيزد ، دعا كرد و براى هركسى كه از يارىاش دست كشد ، نفرين نمود .
- آنگاه در كمال صداقت فرياد برداشت و گفت : اى ابو الحسن ! آفرين بر تو كه سرور