تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥

2 ابن علويّهء اصفهانى ( 212 - بعد از 320 )

- بر ديدگانت چه گذشته كه پلكهايش پر از سرشك ، نگاههايش گذران ، و مردمكش بيمار است . - درود پروردگار بر پسر عم محمد ، درودى كه او را در مهر بپوشاند . - و با ياد غدير او را فضيلتى است كه تا شب‌وروز در گردش است ، فراموش نمىگردد . - پيامبر اكرم براى تشريح ولايت او كه كتاب آسمانى قرآن بدان گوياست ، به پا خاست . - در آنجا كه گويد مأموريتت را ابلاغ كن و در پناه خداوند مهربان ، از شرّ آنان در امان باش . - او مردم را دعوت به نماز جماعت كرد و على را به فضل گفتار غرّاى خداوند ، سرورى بخشيد . - بانگ برداشت : آيا من صاحب‌اختيار شما نيستم ؟ گفتند : البته ، فرمود : پس صاحب اختيار دوم شما اين شخص است . - سپس براى او و هركس كه به يارىاش برخيزد ، دعا كرد و براى هركسى كه از يارىاش دست كشد ، نفرين نمود . - آنگاه در كمال صداقت فرياد برداشت و گفت : اى ابو الحسن ! آفرين بر تو كه سرور