تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
- و آنچه را كه در ضميرش مىگذرد ، تفسير مىكند و حكمتش را هنگام نگارش به جريان مىاندازد . - يعنى قلم او كه در كفش ، مانند فلك ، با سعد و نحسش در گردش است . و در المعجم نيز اين ابيات از او روايت شده است : - سوگند به انس و نشاطى كه از دريافت نامهء او در دو عيد قربان و فطر ، مرا دست داده است . - هيچگاه شب تاريك ، براى من وحشتى پيش نياورد مگر آنكه تو اى نامه ! مثل ماه كامل برايم ظاهر شده باشى . - با گفتارى كه شوق به انس و الفت را در من برانگيزد و با لبخندى كه پريشانى دلم را جبران كند . نويرى از او نقل كرده است كه گفت : - در رسيدن به آرزو ، سرعت سقوط در بين است ، و ميزان حد وسط را ، هنگام اسراف بايد شناخت . - مانند چراغى كه روغنش خوراك آن است ، وقتى در روغن غرقش كردى ، خاموش گردد . آنگاه اين شعر را آورده است : - ابو بكر بعد از سكوتى كه كرد ، سخن درستى گفت : - خوشحال شديم ، صيدى نكرديم و شكارمان هم فرار كرد . « 1 » ابن خلكان از ديوان او اين اشعار را نقل كرده است : - رفتند و در دل من از فراقشان سوزى گذاشتند كه چون دوست رفت ، آن سوز بماند . - چه خوش بود روزگار مسرت ! گويا گذشت شتابانش ، رؤيايى بيش نبود . - اگر از روى ترحّم زندگى بر عاشقان دوام مىيافت ، براى من هم آن سرور ، پايدار مىماند .
هامش
( 1 ) . نهاية الارب 3 / 97 .