تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
همو گويد : روزى ابو الحسن ابن طباطبا وارد خانهء ابو على بن رستم شد ، بر در خانه‌اش دو سياه‌پوست از اولاد عثمان را ديد كه عمامه‌هاى قرمز بر سر دارند . آنها را آزمايش كرد ، معلوم شد هردو از ادب بىبهره‌اند . وقتى در مجلس ابن رستم استقرار يافت ، تقاضاى دوات و كاغذ كرد و اين اشعار را نوشت : - بر در خانه دو سياه‌پوست مىبينم كه هردو عمامه‌هاى قرمز به سر دارند . - مانند دو گل آتش بر فراز دو ذغال ، در حالى كه هردو رفض ( تشيع ) را ترك گفته ، خرسندند . - جد شما عثمان ذو النورين بود ، چرا نسلى كه از او آمده دو موجود تيرهء رنگ است . - چه زشت است بدى از خوبى زاده شود ، چون آهنى كه از سيم و نقره بيرون آيد . - شما به كسى جز به دو كلاغ پرنده نسبت نداريد كه در محنت و رنج افتاده‌ايد . - شما كه نسبت به آن‌دو شخص ابراز دوستى مىكنيد ، اهل سنت را در آن‌دو شهر رها كنيد . - و رها كنيد شيعهء دو سبط پيغمبر حسن و حسين پاك را . - به زودى من به شما در مدت دو سال سندى به مبلغ ناچيزى خواهم داد . « 1 » ابن رستم ، اشعار را پسنديد و مردم آنها را ضبط كردند . همو در هجاى ابو على بن رستم كه مردم را به خود دعوت مىكرد و به بيمارى برص مبتلا بود ، به هردو امر [ دعوت به خود و بيمارى برص ] اشاره كرده گويد : - از دلايل پيامبران الهى آيتى به شما داده شد كه بر سرهاى همه مردم بالا رفته‌اى . - تنها بدون پدر به دنيا آمدى و در دست راستت سفيدى است ، پس تو هم عيسى و هم موسى باشى . و دربارهء ابو على بن رستم وقتى باروى اطراف شهر اصفهان را خراب كرده بود تا خانه‌اش را گسترش دهد ، با اشاره به اينكه اصفهان را ذو القرنين ساخته گويد : - ذو القرنين شهرى مىسازد ، آنگاه ذو القرنين ديگر ديوارش را ويران مىكند . - به طورى كه هرگاه بيابان سينا در صحن خانه‌اش باشد ، با يك شاخ خود ، طور سينا را
هامش
( 1 ) . ثمار القلوب 229 . اين اشعار در معجم الادباء : 17 / 154 با تغييرى مختصر ديده مىشود .