تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
ديده است كه اين كتابها از آيات صحيح و بىغلط قرآن خالى است ، يا براى اينكه آنان را ساكت كرده باشد ، خبرى به مضمون فوق جعل كرده است ؟ آيا اين مرد دروغگو مىتواند در رأس پيشوايان ادبيات عرب ، كسى جز بزرگان شيعه را بيابد كه در تفسير قرآن ، كتب گرانبهايى تأليف كرده باشند و در زبان عربى آثار گرانقدرى به عنوان مآخذ زبان عربى به وجود آورده باشند و در ادبيات عرب به تدوين كتابهاى مرجع براى جوامع علمى و ادبى پرداخته باشند و در دستور زبان عربى مجموعه‌هايى از كتب وزين علمى ، نوشته باشند ؟ شما با مراجعه به كتابهاى اماميه ، آنها را از استشهاد به آيات كريمهء قرآن آكنده مىيابيد ، به طورى كه گويا كتب اماميه افلاكى هستند كه بر گرد اختران آيات قرآنى ، بدون پوشش غلط و اشتباه ، نورافشانى مىكنند . ما تا امروز نمىدانستيم مقياس تلاوت صحيح يا غلط قرآن هم مىتواند انگيزه‌هاى مذهبى قرار گيرد . انگيزه‌هاى مذهبى پيوندهاى قلبى است و هيچگونه ارتباطى با زبان و لهجه و ايراد كلمات و ساختمان سخن و حكايت آنچه از قرآن يا غير قرآن ترتيب داده شده باشد و نيز كيفيت عقايد مذهبى ، ندارد . كاش مىدانستم شيعه چه نيازى براى درست خواندن قرآن ، و تلاوت صحيحش به غير شيعه دارد ؟ آيا اين نياز مربوط به كمبود از ناحيهء زبان عربى است ، يا مربوط به نادانى نسبت به روش‌هاى قرائت قرآن است ؟ نه سوگند به خدا ، كسى در ميان شيعه كه بتوان اين دروغ را به او نسبت داد ، وجود ندارد . اما دربارهء شيعيان عرب كه تشيع ، آنان را از زبان ، فطريات و نژادشان دور نساخته است ، بايد گفت كه آيا شما فكر مىكنيد عراق و جبل عامل يا بلاد ديگر شيعه كه پر از بزرگان و علما و نوابغ و برجستگان است ، از زبان عربى بهره‌اى كمتر از عربهاى بيابانى نجد و حجاز ، يعنى عربهاى سوسمارخور و كفتاركش دارد ؟ اما دربارهء شيعيان غير عرب بايد گفت كه چه بسيارند پيشوايان عرب و بزرگان و نويسندگان و شعرايى كه از ميان آنان برخاسته‌اند . كسى كه تاريخ را بررسى كند ، به خوبى مىداند ادبيات از شيعه گرفته شده ، فن خطابه از شيعه است ، نويسندگى را از شيعه بايد