فراگرفت ، و تجويد و قرائت قرآن كار شيعيان است . ازاينرو ، ابن خلكان در شرححال على بن جهم گويد : او با وجود انحرافى كه از على بن ابى طالب داشت و اظهار تسنن مىكرد و در عين حال ، از طبع سرشار برخوردار و در سرودن اشعار دلنشين توانا بود ، اما انگار معتقد بود كه طبع شعر و قدرت شاعرى با الفاظ شيرين ، ويژهء شيعيان است و دربارهء آنان غالبا قطعيت دارد . « 1 »
اين قرآنهاى چاپ شده در ايران و عراق و هند است كه در تمام اقطار عالم منتشر گرديده است . اين قرآنهاى خطى آنهاست كه تقريبا به تعداد كسانى كه نوشتن مىدانستند ، قبل از ظهور چاپ نوشته شده و محفوظ مانده است . هنوز از شيعيان كسانى هستند كه به قصد تبرك قرآن را به دست خود مىنگارند . پس در كداميك از آنها غلط فاحش يا خللى در نوشتن ، يا ناموزونى در اسلوب ، يا بىتوجهى به فنون آن ، مىتوان يافت ؟ مگر اشتباهات ناچيزى كه چشم نويسنده نمىتواند به دقت آنها را رعايت كند و اين امر لازمهء هرانسان اعم از شيعه يا سنى ، عرب يا عجم است . به گمان مىرسد كسى كه به قصيمى خبر گردشش در بلاد شيعه را داده ، هنوز از مادر نزاده است . قصيمى در عالم تخيل تصويرى از او ساخته و پنداشته است كه با او سخن مىگويد ، يا وقتى به بلاد شيعه سفر مىكرده جز كوچهها و راههايى كه از آنها عبور مىكرده ، جاى ديگرى را نديده است . معلوم است كه در آنجاها قرآنهاى در راه افتاده و پشت در خانهها رها شده وجود نداشته ، لذا او هم نديده است . او هرگاه به خانهها وارد مىشد ، قرآنها را در صندوقها و جايگاههاى مخصوصش مىيافت و مىديد روى هررف و طاقچهاى غالبا به مقدار نفوس اهل خانه ، قرآن نهاده شده و گاهى از اين تعداد افزونتر است و در اوقات مختلف شبوروز قرائت مىگردد .
اينها غير از قرآنهاى كوچكى است كه شيعيان براى محافظت و به عنوان حرز براى مردان و زنان استفاده مىكنند ، و غير از قرآنهايى است كه مسافران براى خواندن و محفوظ ماندن از حوادث سفر با خود همراه مىبرند ، و غير از قرآنهايى است كه روى قبور اموات براى خواندن در هرصبح و شام و هديهكردن ثوابش به روح آنان مىنهند ، و
هامش
( 1 ) . وفيات الاعيان : 1 / 38 .