در اينجا ياد كرده ، مطابق روايات وارد شده است كه در آنها آمده على عليه السّلام به آتش مىگويد : اين از آن من ، پس تو او را رها كن ، و اين از آن تو ، پس بگير او را . « 1 »
قاضى در الشفاء روايت را انّه قسيم النار ذكر كرده و خفاجى گويد : ظاهر كلامش نشان مىدهد اين امر چيزى است كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بدان خبر داده ، ولى گويند : كسى از محدثان جز ابن اثير آن را نقل نكرده است . وى در نهايه گويد : على گفته است : انا قسيم النار ، مقصودش اين است كه مردم بر دو دستهاند : دستهاى با منند و به راه هدايت من مىروند ، و دستهاى مخالف منند و در گمراهى به سر مىبرند ، پس نيمى از مردم با من در بهشت ، و نيمى به مخالفت با من در آتش خواهند بود . « 2 »
خفاجى مىگويد : ابن اثير ، مرد مورد وثوقى است و آنچه على عليه السّلام گفته است ، از پيش خود نمىگويد و حكمى است كه به دست او رسيده ، زيرا جاى اجتهاد نيست و معنىاش اين است كه من و هركس با من باشد ، قسيم اهل آتش خواهيم بود ، يعنى در مقابل اهل دوزخيم ، زيرا على عليه السّلام و هركس كه با اوست ، از اهل بهشت است . بعضى گويند قسيم به معنى قسمتكننده است ، مانند جليس و سمير ، به معنى جالس و سامر ، و بعضى گفتهاند : مقصود از آنها خوارج ، و كشندگان اويند ، چنان كه در نهايه آمده است .
8 - گويد : روايات فراوانى در كتب شيعيان آمده است كه امام منتظر همهء مساجد را ويران خواهد كرد و شيعه پيوسته دشمن مسجد است . ازاينرو ، كسى كه سراسر بلاد شيعه و طول و عرض آن را بپيمايد ، كمتر اتفاق مىافتد مسجدى ببيند . ( 2 / 23 )
پاسخ : هرآنچه در قوطى مكر و نيرنگ اين مرد از نسبتهاى مجعول و باطل بود ، او را قانع نساخت و در نسبت مجعولاتش تنها به يك روايت در پاسخ منكرانش كه دليلى بر آن نيافتهاند ، قناعت نكرده تا اينكه آن را به روايات فراوانى در كتب شيعه نسبت داد .
كاش اگر راست مىگفت ، اسمى از اين كتب مىآورد يا اشاره به يكى از اينروايات مىكرد ، ولى هيچگونه توجهى به اين امر نداشت كه اسمهايى هم مىتوان ساخت و اسنادى تراشيد تا در كتاب از آنها نام برد .
هامش
( 1 ) . شرح ابن ابى الحديد : 2 / 448 .
( 2 ) . شرح الشفاء : 3 / 163 .