امّا آنچه زيد بن ارقم گويد كه مقصود از آن ، همهء بنى هاشم باشد « 1 » ، اگر چنين نقلى از قول زيد بن ارقم صحيح باشد ، متابعت او با وجود دليل بر بطلانش واجب نيست .
بخوانيد و نظر دهيد ، زندهباد امانت و راستى ، اين است نمونهء عصر نور !
7 - گويد : يكى از آفات شيعه ، عقيدهء آنان است به اينكه على عليه السّلام روز تشنگى محشر مردم را از آب دور ساخته ، دوستانش را سيراب مىسازد و او قسمتكنندهء آتش است و آتش از او اطاعت مىكند . هركه را بخواهد از آن بيرون مىآورد . ( 2 / 21 )
پاسخ : پيش از اين سندهاى حديث اول را از امامان و حافظان حديث آورديم و شما را آگاه ساختيم كه بسيارى از طرق اسناد اين حديث را ائمه و حفّاظ تصحيح كردهاند و بقيهء طرق آن را تأئيد و تأكيد آن پنداشتهاند ؛ بنابراين ، چنين حديثى تنها از پندارهاى شيعيان نيست و با آنان در اين حديث ، حاملان علوم و احاديث از هممذهبان آن مرد ، شريك هستند ، ولى قصيمى از آنجا كه آنها را نمىداند و از رواياتشان بىخبر است يا از روى كينهاى كه بر راويان حديث دربارهء امير المؤمنين عليه السّلام دارد ، آنها را از آفات شيعه پنداشته است .
اما حديث دوم ، مثل حديث اول از آفات شيعه نيست ، بلكه از برجستهترين فضايل آنان نزد همهء اهل اسلام است . ازاينرو ، حافظ ابو اسحاق ابن ديزيل ( م 280 يا 281 ) از اعمش ، از موسى بن ظريف ، از عبايه روايت كرده كه گويد : شنيديم على مىگفت : من قسمتكنندهء آتشم در روز قيامت ، گويم بگير اين را و رها كن آن را . « 2 »
دربارهء اين حديث چنان كه محمد بن منصور طوسى گويد : از امام احمد به اين شرح سؤال شد كه ما نزد احمد بن حنبل بوديم ، مردى به او گفت : يا ابا عبد اللّه ! دربارهء اين حديث روايت شده از على كه گويد : من قسمتكنندهء آتشم ، چه مىگويى ؟ احمد گفت :
مگر چه چيز اين حديث را منكريد ؟ آيا نه اين است كه براى ما روايت كردهاند كه
هامش
( 1 ) . بنا بر آنچه در صحيح مسلم آمده است .
( 2 ) . ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغة : 1 / 200 و حافظ ابن عساكر در تاريخ خود از طريق حافظ ابو بكر خطيب بغدادى ، آن را روايت كردهاند .