پروردگارا ، اينان اصحاب منند ؟ گفته مىشود : تو نمىدانى كه پس از تو چه كارها كردند .
و در صحيح سوم : مىگويم كه اينان اصحاب منند ؟ مىگويند : نمىدانى بعد از تو چه چيزها پديد آوردند .
و در صحيح چهارم : مىگويم آنها از مناند ، گفته مىشود : تو نمىدانى كه پس از تو چه چيزها پديد آوردند ، مىگويم : واى بر كسى كه پس از من دستورم را تغيير داد .
و در صحيح پنجم : پس من مىگويم : پروردگارا ، اصحاب و يارانم ! خدا مىگويد :
تو خبر ندارى آنان چه كردند ، آنان مرتد شدند و بهسمت قهقرا بازگشتند .
در صحيح ششم است كه همان وقتى كه من ايستادهام ، ناگاه گروهى پديدار شد و به مجرد اينكه آنان را شناختم ، مردى از ميان من و آنان بيرون شده ، گفت : زودباش بيا ، گفتم : كجا ؟ گفت : به خدا سوگند ، به سوى آتش ، گفتم : چرا آنان بايد به سوى آتش بروند ؟ گفت : اينان پس از تو به عقب بازگشته ، مرتد شدند . آنگاه همچنانكه ايستاده بودم ، گروهى ظاهر شدند و چون آنان را شناختم ، مردى از آن ميان بيرون شده ، گفت :
زودباش بيا ، گفتم : كجا ؟ گفت : به خدا سوگند ، به سوى آتش بايد برود ، گفتم : چرا ؟ گفت :
اينان بعد از تو ، به عقب بازگشته ، مرتد شدند . من نپندارم از آنان كسى نجات يابد ، مانند اشترانى كه شبوروز پراكنده به چرا روند . « 1 »
قسطلانى دربارهء اين حديث گويد : همل به فتح ها و ميم ، اشتران گمشده را گويند و مفردش هامل است ، يعنى شترى كه راعى نداشته باشد و اين لغت را در مورد گوسفند به كار نمىبرند . مقصود اين است كه نجاتيابندگان بسيار كم هستند ، به كمى اشتران گمشده و اين امر نشان مىدهد آنان كه منحرف شدهاند ، دو صنف هستند : كفار و معصيتكاران . « 2 »
گذشته از اينها ، همهء شما به خوبى متوجه اختلافات موجود بين صحابه كه باعث دشمنيها ، كينهها ، كتككاريها ، و جنگ و جدالها شد ، و منجر به خروج يكى از دو طرف از مقام عدالت گرديد ، شدهايد تا چه رسد به آنچه در تاريخ دربارهء افرادى از ايشان رسيده
هامش
( 1 ) . رك : صحيح بخارى : 5 / 113 و 9 / 242 - 247 .
( 2 ) . شرح صحيح البخارى : 9 / 325 .