تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
فرمود : اى فاطمه ! آيا مىدانى چرا فاطمه ناميده شدى ؟ على گويد : چرا فاطمه ناميده شد ؟ فرمود : زيرا خداى بزرگ او و ذريه‌اش را روز قيامت از آتش محفوظ داشته است . امام على بن موسى الرضا به اسناد خود آن را از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به اين لفظ نقل كرده است كه فرمود : خدا دخترم فاطمه و اولادش و دوستدارانش را از آتش بازداشت . « 1 » بدين‌ترتيب ، آيا قصيمى باز هم معتقد است شيعه به تنهايى چيزى را گفته‌اند كه بزرگان قوم او نگفته‌اند ؟ يا حديثى نقل كرده‌اند كه حافظان حديث اهل مذهبش آن را نقل نكرده‌اند ؟ يا چيزى گفته‌اند كه مخالف مبادى دين حنيف است ؟ آيا او مىتواند ابن حجر ، زرقانى و امثال آن‌دو از بزرگان و حافظان مذهب خود را كه همراه شيعه از برترى ذريهء رسول خدا را بر ديگران سخنى گفته‌اند ، متهم سازد و بگويد كه اين گروه نيز عقيده به عصمت آنها دارند و همان حمله‌هايى را كه به شيعه مىكند ، به آنان نيز بكند ؟ اين امر از خداى سبحان عجيب نيست كه با تفضل بر قومى آنان را قدرت مبارزهء با گناه و پشيمانى از عملى كه موجب افراط دربارهء او شود ، عنايت فرمايد و با اينهمه شفاعت را شامل حالشان گرداند . اين امر با هيچ‌كدام از قوانين عدل و اصول مسلم دين مخالف نيست ، زيرا او رحمتش بر خشمش پيشى گرفته و رحمتش بر همه‌چيز گسترده است . اين سخن كه از طريق نصوص فراوان تأييد شده ، عجيب‌تر از عقيده به عدالت همهء اصحاب پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله نيست . با اينكه خداوند در كتابش عده‌اى از اصحاب را به نفاق و ارتداد معرفى كرده ، آن هم در آيات بسيارى كه بازگشت و مضمون همه يكى است و رواياتى هم كه در كتب صحاح و مسانيد حديث در اين‌باره رسيده ، قابل توجه است ، از آن جمله : در صحيح بخارى است كه گروهى از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را در قيامت به‌سمت چپ مىبرند و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گويد : اصحابم ، اصحابم ، گفته مىشود : اينان از روزى كه مفارقتشان گفتى ، به عقب بازگشتند و مرتد شدند . در صحيح ديگر : عده‌اى از رجال شما را برمىدارند و از من جدا مىسازند ، مىگويم :
هامش
( 1 ) . عمدة التحقيق - تأليف عبيدى مالكى كه در حاشيهء روض الرياحين يافعى 15 چاپ شده است .