از نزد او بيرون شد ، در حالى كه مىگفت :
- اى بنى طاهر بخوريد ، گوارا باد شما را كه گوشت پيغمبر بر كسى گوارا نخواهد بود .
- خونى كه خونخواهش خداست ، قابل صرفنظر نخواهد بود .
گروه بسيارى از بزرگان شعراى شيعه او را رثا گفتهاند ، از جمله : ابو العباس ابن رومى با دو قصيده كه يكى 110 بيت دارد و مطلعش اين است :
امامك فانظر أىّ نهجيك ينهج * طريقان شتى مستقيم و اعوج « 1 »
و ديگرى قصيدهء جيميهاى است كه با اين بيت شروع مىشود :
حييت ربع الصبا و الخرد الدعج * الآنسات ذوات الدل و الغنج
همچنين ابو الحسن على بن محمد حمانى افوه با اشعار بسيارى كه برخى از آنها در همين كتاب گذشت « 2 » ، او را مرثيه گفته است .
اين است نظر صحيح شيعه دربارهء اين سادات پيشوا ، و هيچگاه شيعهاى نگفته و نمىگويد و نخواهد گفت كه يكى از آنها از دين مرتد شده و يا حسنيان و حسينيان قائل به امامت زيد بن على بن الحسين كه بيعت براى رضا از آل محمد عليهما السّلام مىگرفتند ، كافر و مرتد گرديدهاند .
وه ، چه بزرگ كلمهاى است كه از دهان بيرون مىدهند و جز دروغ بر زبان نمىرانند . « 3 »
ما از اين مرد مىپرسيم ، آيا اين كسانى را كه شما از شرف و بزرگىشان دفاع مىكنيد ، اينان را چه كسانى كشتند ؟ و يا مجروح ساختند ؟ و در گودالهاى تنگ و تاريك آنان را زندانى كردند ؟ آيا اينان را ، شيعيان كه مورد تهمتشان قرار دادهاى و نسبت ارتداد به آنها مىدهند ، چنين كردند ؟ يا افراد قوم خود او ، كه به زعم فاسدش به تعظيم آنان برخاسته است ، چه قومى آنها را كشتند ؟
بياييد با من صفحات تاريخ را بخوانيم ، تاريخ خوب پاسخ مىدهد :
هامش
( 1 ) . عمدة الطالب 220 .
( 2 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 3 / 61 ، 62 .
( 3 ) . كهف 18 / 5 .