6 - به اين مطالب بايد گستاخىها و زباندرازيهاى بنىاميه را نسبت به اسلام افزود ، و نيز از اعمال فجيعشان كه بيانگر نيت سوء آنها نسبت به اسلام و مسلمانان است ، پرده برداشت .
ما از اين گونه آثار ، دريافتيم كه بنىاميه دست از بتپرستى پدران خود برنداشتند ، مگر از ترس شمشير و طمع در زمامدارى . ازاينرو ، كمترين انتظارى كه از آنها مىرود ، اگر نخواهند امت اسلامى را به عقب بازگردانند ، بىتوجهى نسبت به نشر تعاليم اسلام است ، تا با فرورفتن در جاهليت ، و پرداختن به فسق و فجور و اخلاق ناشايست ، دولت اسلام را دولتى به رنگ دولت قيصر روم و جاهليت عربى درآوردند .
از اينها گذشته ، وقتى خليفه خود ناظر كسانى باشد كه اين گونه گستاخىها و هوسرانىها بر آنان مشتبه شده ، و او خود را مالك الرقاب مردم مىداند و كسى پيدا نشود كه بر خطاهاى او خرده گيرد و يا زبان به ايراد و انتقاد از او بگشايد ، در اين صورت ، خليفه طبعا در انحرافهاى خود ، بيشتر پافشارى مىكند و در شهواتش بيشتر فرومىرود و بر خودخواهى ، تكبر و گردنكشىاش مىافزايد .
پس مىگوييم : اى خضرى ! چه خطرى براى جامعهء دينى از اين وضع مىتواند بدتر باشد ، و چه مصلحتى بالاتر از زدودن اين ننگ مىتوان تصور كرد كه هرمتدين غيورى را به قيام عليه اين قدرت ستمگرانه فرامىخواند ؟
آخر چه بار گرانى به دوش مردم از آنچه ياد شد ، سنگينتر و يا چه ظلم غير قابل تحملى از آنچه بيان گرديد ، شديدتر مىتواند بود ؟ تا جايى كه هرمتدينى را به تنهايى موظف به مخالفت با آن ، و قيام بر عليه آن مىكند ، هرچند بداند كه قطعا كشته خواهد شد ، زيرا فكر مىكند كه گرچه او امروز مىميرد ، ولى زندگانى جاويدش در راه دين اركان دولت ستمگر را متزلزل خواهد كرد . بههرحال ، نام چنين انسانى در ميان جامعهء دينى ، نامهء سياه اعمال ستمگر را برملا خواهد ساخت و نشان خواهد داد كه او چگونه مسند مقدس زعامت اسلامى را غصب كرده و در مقابل مخالفتى كه با جناياتش صورت گرفته ، انسانى شرافتمند را كشته است .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 365
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٦٥