تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
- از كربلا بپرسيد كه چند تن از جگرگوشه‌هاى پيامبر در آن مورد قتل و غارت قرار گرفتند و چه دستها كه از پيكرها قطع گرديد . - چه ماه‌هاى منيرى كه دست فرومايگان ايشان را به خسوف كشانيد و شبيخون ناجوانمردانه زمان ، آنان را از پاى درآورد . حسين بزرگوار عليه السّلام كسى نبود كه كارش مانند باد گذران ، از نظرها مخفى ماند ، زيرا او در ميان امت جدش ، رتبتى شامخ ، مقامى بلند ، دانشى جوشان ، نظرى اصيل ، عدالتى آشكار و تقوايى روشن داشت . او گل بوستان پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بود كه از رهگذر فضيلتش ، مردم بهره‌مند مىشدند ، بين مسلمانان ، كسى را كه منكر يكى از اين فضايل باشد ، هرچند عقيده به خلافتش نداشته باشد ، نمىيابيد . امت اسلامى پيرامون نهضت مقدسش سخن بدون دقت و توجه بر زبان نمىراند و پس از دقت‌نظرها و توجه‌هاى كافى ، آن را بر طبق مصالح عالى جامعه تشخيص داده است و دربارهء او و نهضت مقدسش نيز از احدى از امت جز احترام و تقديس ، چيز ديگرى شنيده نشده است . ازاين‌رو ، گوش روزگار از هيچ انسانى جرأت و جسارت خضرى را ، آنجا كه گويد : اشتباه از آن بزرگوار صورت گرفت ، ننيوشيده است . اينان سخنى بر خلاف و از روى باطل بر زبان مىرانند . « 1 » آنچه از تاريخ زندگانى سبط فداكار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله استفاده مىكنيم ، وجوب قيام در مقابل هرباطل و پشتيبانى و دفاع از هرحقى است و نيز لزوم قيام براى برپا داشتن اساس دين ، و نشر تعاليم و اخلاق فاضلهء آن است . بلى ، اين تاريخ باعظمت به ما مىآموزد كه چگونه بايد در انديشهء آخرت بود و دست از زندگى مادى شست ؛ از زندگى در سايهء بردگى ، به آغوش مرگ پناه برد ؛ براى نجات امت اسلامى از چنگالهاى ظلم و فساد ، از مال و جان گذشت ؛ در راه دين حنيف و نورانى اسلام با قاطعيت ، فداكارى كرد ، و در لبهء پرتگاه‌هاى خوارى و ذلت خود را از سقوط نگهداشت .
هامش
( 1 ) . مجادلة 58 / 2 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 367 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى