ملتى كه بر اين حقايق واقف گردند ، مىتوانند اين واقعه را درسى از فداكارى مترقيانه تلقى كنند و آن را جانبازى در راه عقيده و مبدأ فكرى صحيحى بدانند و كار او را دنبال كنند . در اين ميان ، گروهى نسبت به چنين انسان فداكار رقت آورده ، به خونخواهىاش قيام مىكنند و گروهى ديگر از خطاهاى ستمگر به خشم آمده ، هتاكىهايش را به ديدهء انكار مىنگرند ، آنگاه اين دو روح خونخواه و خشمگين ، بههم پيوسته نيروى دولت ستمگر را تضعيف كنند و راههاى پيروزى را بر او بربندند تا بدينوسيله ظلم ريشهكن شود و صلاح جاى آن را بگيرد .
اينچنين ، نهضت مقدس حسين عليه السّلام اثر بخشيد ، تا جايى كه مردم بر دولت بنىاميه در ايام مروان حمار شوريدند و بدينترتيب ، امت درسهاى مترقىاش را از او فراگرفت ، ولى خضرى و آن عده از كسانى كه در پيچوخمهاى مسير او راه مىپيمايند ، جهالت ديدهء بصيرتشان را نابينا ساخته است .
حسين فداكار ، ملك عقيم نمىطلبيد تا قبل از تدارك لازم ، مرتكب خطاى بزرگى به خيال خضرى شده باشد و جسورانه با صداى بلند بگويد : ميان او و آنچه علاقه داشت ، مانع شدند و او در آن راه كشته شد .
خضرى غافل است از اينكه فداكار جوانمرد و مجاهد پيروز ما ، مىخواست در راه دين جانبازى كند تا امت را از خشونت رفتار بنىاميه ، و شدت سياستشان و درجهء دورى بنىاميه از مقررات بشرى ، تا چه رسد به دورى از قوانين و مقررات دينى ، آگاه گرداند و نشان دهد كه اين قوم تا چه حد در خشونت جاهليت و عادات ريشهدار كفر فرورفتهاند و در نتيجه ، مردم متدين بدانند اينان چگونه مردمى بودند كه نه احترام بزرگان را رعايت كردند ، نه بر كودكان ترحم نمودند ، نه بر طفل شيرخوار رقت آوردند ، و نه نسبت به زنان حرمت روا داشتند . در اين شرايط ، او سروقامتان باغسار رسالت را به ميدان فداكارى فرستاد ، و گلهاى بوستان نبوت و انوار خلافت را به جانبازى فراخواند ، و هيچ گوهرى از اين گوهرهاى بىهمتا باقى نماند ، و ديرى نگذشت كه خود و اينان همگى در راه دين هدف عالى شهيد شدند .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 366
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٦٦