را با طرق بسيارش براى شما بيان خواهيم كرد .
7 - ابن كثير از طريق امام احمد ، از ابن نمير ، از اجلح كندى ، از عبد اللّه بن بريدة حديثى آورده كه قسمتى از آن چنين است : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : دربارهء على سعايت نكنيد كه او از من است و من از اويم ، و او صاحب اختيار شما بعد از من است . آنگاه در تعقيب آن گويد : مقصود از اين تعبير نامعلوم است و اجلح شيعى است و روايتى را كه تنها شيعهاى نقل كند ، پذيرفته نيست و از كسانى كه ضعيفتر از اويند ، پيروى كردهاند ، و خداوند آگاهتر است ، و آنچه در اينباره حفظ شده ، روايت احمد از وكيع ، از اعمش ، از سعد بن عبيده ، از عبد اللّه بن بريده ، از پدرش مىباشد كه گويد : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : كسى را كه من مولاى اويم ، على ولى اوست .
پاسخ : آيا هيچ عربى كه از بنىاميه نباشد ، مىتواند اين تعبير را مشكوك و نامعلوم بداند ؟ با اينكه متن آن كلامى است گويا و صريح ، و آيا هيچ عربى مشروط به اينكه عوامل تعصب او را به شبهه نيندازد ، پيدا مىشود كه در معنى اين جمله اظهار ناآشنايى كند ؟ معنى صحيح و ثابتى كه از مصدر وحى با اسناد صحيح صادر شده و مؤيد به احاديث صحيح فراوانى به همين مضمون و معنى است . « 1 »
آيا اين نامعلوم بودنى را كه ابن كثير مدعى آن است ، مربوط به استناد اين مطلب به گويندهاش ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اكرم است ؟ با اينكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پيوسته با تجليل اين سخن حكيمانه را بر زبان مىراند ، و يا اين ناآشنايى را نسبت به امير المؤمنين عليه السّلام ، ابراز مىكند و او را لايق اين مقام نمىداند ؛ در اين صورت ، ابن كثير با امثال فراوان اين كلمات كه شرق و غرب را پر كرده است ، چه مىكند ؟ كلماتى كه جاى هيچگونه خردهگيرى در اسناد و در مدلولش نيست .
آيا تاكنون شما از هيچ محدّث دينشناسى شنيدهايد حديثى را كه پيشوايان حديث در كتب صحاح و مسانيد خود ، بويژه صحيح بخارى و مسلم ، نقل كردهاند ، چون در اسنادش يك نفر شيعى وجود دارد ، آن را رد كنند .
آخر گناه شيعى چنانچه مورد وثوق ائمهء حديث باشد ، چيست مانند اجلح كه مورد
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 52 - 59 ، 167 - 174 ، 201 - 206 و 3 / 215 ، 216 .