از اين گذشته ، رواياتى كه در ذيل اين آيات و آيات فراوان ديگر آمده است ، مبنى بر اينكه اين آيات دربارهء امير المؤمنين على عليه السّلام نازل شده ، يا تأويل به او گرديده و يا بر حسب عمومى كه دارد ، يكى از نمونههاى برجستهاش آن حضرت مىباشد ، چنانچه به پندار اين مرد غافل هيچكدام صحيح نباشد ، وظيفهء محقق است كه همهء اين تفاسير مورد اعتماد و صحاح و مسانيد و كتب حديث معتبر را پارهپاره كند و قلم بطلان بر همهء آنها بكشد ، زيرا كتبى كه مملو از مطالب نادرست است ، به چه كار آيد ؟ و چرا دانشمندان تكيه بر اين مطالب كنند ؟ و چرا عمر عزيزشان را در جمع و ذخيرهكردن آنها ، براى به كار بردن و پذيرفتن امت نسبت به مضامينش ، صرف كنند ؟
اگر اينها همه بايد فداى هواپرستى ابن كثير شود ، پس دانشپژوهان به چه كتابى بايد مراجعه كنند و محققان چه پناهگاهى را بايد جستجو نمايند ؟
بلى ، تنها همين كتابها مأخذ و پناهگاه است و ابن كثير خودش به اينها مراجعه مىكند و در هرموضوع و هرمسئله جز در باب فضايل امير المؤمنين عليه السّلام همين كتابها را مورد استفاده قرار مىدهد ، ولى به اين مورد كه مىرسد ، ديگ حقد و كينهاش به جوش مىآيد و زبان به الفاظى زشت و زننده مىگشايد .
ما شما را در جريان مآخذ نزول اين آيات كريمه گذارديم « 1 » و حق سخن را در ذيل آيهء :
جز اين نيست كه تو بيمدهنده از عذابى و هرقومى را رهبرى است « 2 » ، ادا خواهيم كرد .
6 - ابن كثير به نقل از امام احمد ، از وكيع ، از اسرائيل ، از ابو اسحاق ، از زيد بن يثيع ، از ابو بكر ، حديث برائت را آورده ، آنگاه گويد : در اين حديث جاى ايراد و انكارى هست ، زيرا در آن ، امر به بازگردانيدن صديق شده است ، در صورتىكه ابو بكر بازنگشت و امير حج بود . ( 7 / 356 )
پاسخ : بخوانيد و بر اين اجتهاد خنك كه در مقابل نص صورت گرفته ، بخنديد ، نصى كه ثابت و يقين است و اجماع بر صحتش منعقد شده است ، و ما به همين زودى حديث
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 2 / 52 - 55 و 3 / 106 - 111 ، 156 - 162 .
( 2 ) . رعد 13 / 7 .