اين بود نمونههاى ناچيزى از جنايات فراوان ابن كثير بر علم و امانتهاى اسلامى ، و اين بود گوشههايى از تزوير و پردهپوشيهاى او نسبت به حقايق دين مبين . ما را فرصت آن نيست كه همهء معايب و زشتيهاى كتابش را در اينجا ايراد كنيم ، اما هرگاه مىخواستيم همه يا بسيارى از دروغپردازىها و سخنان بىاساس و نسبتهاى ناروايى كه دربارهء صالحان به كار برده و دشنامهاى زنندهاى كه بىدليل به رجال شيعه ، هنگام متعرض شدن تاريخشان ، داده است و نيز حملات پرخاشگرانه و ناجوانمردانهء او را كه وجدان و عقل سليم آنها را ننگ و فضيحت مىداند ، در اينجا برشماريم ، كتاب بزرگى پديد مىآمد ، ولى ما بزرگوارانه براى حفظ شخصيت خود از آنها صرفنظر مىكنيم .
آنكس كه پس از آشكار شدن راه هدايت ، با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، مخالفت ورزد و از راهى جز راه مؤمنان پيروى كند ، او را در كارش آزاد مىگذاريم و به عذاب جهنم مبتلا مىسازيم ، و جهنم سرانجام بدى است . « 1 »
اين بود نمونهاى از ياوهسراييهاى كتب قوم ، بدون اينكه بخواهيم به طور كامل آنها را بررسى كنيم ، زيرا در اين صورت ، لازم بود مجلدات قطورى از كتابمان را بدان اختصاص دهيم . تنها مقصود ما از نشان دادن اين نمونهها ، توجه امت اسلامى به موجبات كينهتوزيها و دشمنيهاى آميخته با روحيات گروهى از دشمنان دغلباز اهل بيت عليهم السّلام ، و دنبالهروهاى متعصب آنان است تا در قبال طايفهء بزرگى از امت [ شيعهء اهل البيت ] ، به اينگونه كتب و نوشتههاى آلوده ، مانند باطلگرايان و گمراهان شتابزدهاى كه نام برديم ، اعتماد و استناد نكنند .
پيداست وقتى خواننده ، انگيزهء خيانت آنان را بداند ، مىكوشد كه پيرامون مطالب موهن و بىاساس و نسبتهاى نارواى آنان تحقيق به عمل آورد .
در اينجا نيز شايسته است به سخن متأخران اين جماعت ، از نويسندگان روز و پويندگان راه تعصبهاى كوركورانهء آنان ، اشارهاى كنيم ، آن عده از نويسندگانى كه باعث تفرقه و پريشانى جامعهء اسلامى گشتند ، و در دلها كينه پديد آوردند و آتش دشمنى
هامش
( 1 ) . نساء 4 / 115 .