تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
براى آنان نخواست . بلى ، اينان در راه جهادى كه بر عهده داشتند ، آزارها و مصيبتها و گرفتاريهاى شديدى را تحمل كردند ، چنان كه مردانشان در راه خدا متحمل شدايد شدند ، و هرمصيبتى كه مجاهدان در راه خدا تحمل كنند ، چون در مقابل چشم خدا و در راه اوست ، افتخارى براى آنان به حساب مىآيد ، نه ننگ و عار . اينان با مردانشان در نهضت مقدسى كه پرده از روى رسواييها ، نيرنگها و نيتهاى سوء بنىاميه برمىداشت ، شركت جستند و سوءنيت آنان را كه نسبت به دين و جامعهء اسلامى داشتند و براى بازگشت مسلمانان به جاهليت نخستين توطئه كرده بودند ، برملا كردند . در قبال اين توطئهء ننگين ، حسين عليه السّلام آن مجسمهء دين و هدايت كه نگهبانى و پاسدارى دين جدش به او سپرده شده بود تا آن را از شرّ دشمنان حفظ كند و در چنين احوالى براى نجات امت از فروافتادن به ورطهء گمراهى اقدام نمايد ، به پا خاست . خودش ، خاندانش ، يارانش ، عزيزانش ، و حتى زنانش در اين موقعيت حساس و خطرناك همه با هم به پاخاستند تا جامعهء دينى را از نيات شوم بنىاميه كه تيشه به ريشهء شريعت مىزدند آگاه كنند و نشان دهند اين كسى كه بناحق بر جايگاه خلافت اسلامى تكيه زده است ، نه پيوندى با پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله دارد و نه شايستهء جانشينى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است . حسين عليه السّلام پيوسته جنايات سياه و ننگين بنىاميه را برملا كرد تا سرانجام در قربانگاه كربلا جان خود را بر سر آن نهاد و گذر زنان و فرزندانش به شام افتاد . در اين اوضاع بود كه مردم از بنىاميه و پيروانشان نفرت پيدا كردند و بر آنان شوريدند تا جايى كه در زمان مروان حمار ، زمين از لوث وجود آنان پاك گرديد . اين است آنچه اينان به دست خود فراهم آوردند و خداى را بر بندگان ستمى نيست ، و اين است مفاد آنچه مىگويند : دين اسلام چنان كه حدوثش محمدى بوده است ، بقايش حسينى است . اين است حقيقت استوارى كه با براهين قاطع تقويت شده است ، ولى ابن كثير و همگنان اموىاش از بدگوييهاى خود نسبت به شيعهء حسين عليه السّلام ، با دادن نسبتهاى دروغ به آنان ، دست نمىكشند و از سخنان زننده‌شان خوددارى نمىكنند .