تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
ابو الحسن سبكى و كلام فرزندش تاج ، و كلام شيخ الامام عزّ بن جماعه ، و كلام معاصرانشان و ديگر علماى شافعى ، مالكى و حنفى را دربارهء او مطالعه كند ، تا بداند كه او اعتراضاتش را بر صوفيان متأخّر محدود نكرده ، بلكه حتّى بر امثال عمر بن الخطّاب و على بن ابى طالب ، رضى اللّه عنهما ، اعتراض نموده است . « 1 » حاصل اينكه نه‌تنها براى سخنان او وزنى نيست ، بلكه عقيدهء عموم بر آن است كه او اهل بدعت و گمراه و گمراه‌كننده و غالى است . خدا با عدلش با او رفتار كند و ما را از طريقه و عقيده و كارهايش در امان دارد ، آمين ! تا آنجا كه گويد : او قائل به جهت براى خداست و در اثبات آن يك جلد كتاب نوشته است . لازمهء اين مذهب ، عقيده به جسميّت و محاذات و استقرار خداست . بلى ، شايد او در بعضى اوقات به اين لوازم تصريح كرده باشد كه آنها را به او نسبت داده‌اند ، بويژه يكى از كسانى كه به او اين نسبتها را داده است ، از پيشوايان اسلام است كه بزرگوارى ، پيشوايى و ديانتش مورد اتّفاق است ، كسى كه موثّق ، دادگر ، خوشخوى ، محقّق و موشكاف است و چيزى جز از روى دقّت و تحقيق و در كمال احتياط و مراقبت نمىگويد ، بويژه اگر بخواهد به مسلمانى نسبتى دهد كه مقتضى كفر ، ارتداد و ضلالتش باشد و يا او را مهدور الدم كند . واى بر هردروغپرداز گنهكار كه آيات خدا را ، چون بر او خوانده شود ، مىشنود . آنگاه مثل كسى كه نشنيده است ، مصرّانه تكبّر مىورزد . پس اى پيامبر ! او را به شكنجه‌اى دردناك ، مژده ده . « 2 »
هامش
( 1 ) . الفتاوى الحديثيّة 86 . ( 2 ) . جاثية 45 / 7 ، 8 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 300 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى