در اين وضع حساس مىبايد جانشين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در مدينه كسى چون امير المؤمنين عليه السّلام باشد تا در ديدگان مردم پرهيبت و در نزد شورشيان باعظمت جلوه كند ، و اين تنها امير المؤمنين عليه السّلام است كه با شدّت عمل ، دليرى در اقدام ، و قاطعيّت خود چنين خطرى را مىتواند پيشگيرى كند ، و گرنه در هيچ مقامى امير المؤمنين عليه السّلام از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله غير از اين واقعه فاصله نگرفته است . « 1 » اين امر مورد اتّفاق سيرهنويسان است و سبط ابن جوزى نيز بدان اعتراف كرده است . « 2 »
شخص محقّق مىتواند بيان ما را از گفتار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به على عليه السّلام كه فرمود : كذّبوا و لكن خلقتك لما و رائى : دروغ مىگويند ، ولى من ترا براى ادارهء امور مدينه به جاى گذاردم ، استنتاج كند كه در آنجا كه ابن اسحاق به سندهاى خودش از سعد بن ابى وقّاص روايت نمود كه چون پيامبر به محلّ « جرف » رسيد ، عدهاى از منافقان نسبت به امارت على عليه السّلام در مدينه ايراد گرفتند و گفتند : پيامبر او را براى بىحالى و سنگينىاش از جهاد در مدينه به جاى گذارد ، على سلاح برگرفت و بيرون شد و در محلّ جرف به خدمت پيامبر آمد و گفت : در هيچ جنگى از شما جدا نماندهام ، در اين جنگ منافقان پندارند كه مرا از روى سنگينىام به جاى گذاردهايد ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : كذبوا و لكن خلفتك لما ورائى . . . تا آخر حديث . « 3 »
و در روايت صحيح از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است كه هنگامى كه مىخواست براى نبرد تبوك حركت كند ، فرمود : لا بدّ ان اقيم او تقيم : چارهاى نيست ، بايد يا من خود بمانم و يا تو بمانى ، آنگاه على را به جاى خود نهاد . « 4 »
با توجّه به اين مطالب ، بايد دانست كه اين سخن آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله : لا ينبغى ان اذهب
هامش
( 1 ) . الاستيعاب : 3 / 34 در حاشيهء الاصابة ؛ شرح التقريب : 1 / 85 ؛ الرياض النّضرة : 2 / 163 ؛ الصواعق 72 ؛ الاصابة : 2 / 507 ؛ سيرهء حلبيّه : 3 / 148 ؛ اسعاف 149 .
( 2 ) . تذكرة الخواص 12 .
( 3 ) . الرياض النضرة : 2 / 162 ؛ امتاع مقريزى 449 ؛ عيون الاثر : 2 / 217 ؛ سيرهء حلبيّه : 3 / 148 ؛ شرح المواهب زرقانى : 3 / 69 ؛ سيرهء زينى دحلان : 2 / 338 .
( 4 ) . طبرانى به طريق صحيح روايت كرده است ، چنان كه در مجمع الزوائد : 9 / 111 حكايت شده است .