تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
و در تعبير ديگر : كداميك از شما زنان هستيد كه سگان محلّهء حوأب بر او بانگ زنند ؟ « 1 » و در تعبير ديگر خطاب به زنان : كاش مىدانستم كداميك از شما زنان ، هنگامى كه با لشكرى به سوى مشرق مىرود ، سگان حوأب بر او پارس خواهند كرد ؟ « 2 » و به تعبير خفاجى : ليت شعرى ايّتكنّ صاحبة الجمل الازب تنبحها كلاب الحوأب : « 3 » كاش مىدانستم كه كداميك از شما صاحب شتر پرمويى خواهد شد كه سگهاى قبيلهء حوأب بر وى عوعو كنند ؟ و گفتار آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به عايشه : كانّى باحداكنّ قد نبحها كلاب الحوأب ، و ايّاك ان تكونى انت يا حميراء : « 4 » گويا مىبينم يكى از شما را كه سگهاى حوأب بر او بانگ زنند ، بر حذر باش عايشه كه آن‌كس تو نباشى . و سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به عايشه : اى حميرا ! گويا مىبينمت سگهاى محلّهء حوأب ترا بانگ زنند ؛ تو با على در حالى كه بر او ستمگر باشى ، به نبرد پردازى . « 5 » و گفتار رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله به او : بنگر اى حميرا كه تو آن‌كس نباشى . « 6 » و در بيان ديگرش صلّى اللّه عليه و آله خطاب به على عليه السّلام : اگر گوشه‌اى از كار عايشه را به دست گرفتى ، بر او ارفاق كن . « 7 » و بيان ديگرش صلّى اللّه عليه و آله كه فرمود : پس از من قومى به نبرد با على خواهند پرداخت ، اينان
هامش
( 1 ) . مسند احمد : 6 / 97 ؛ تاريخ طبرى : 5 / 178 ؛ كفاية الكنجى 71 ؛ جمع الجوامع بر طبق ترتيب سيوطى : 6 / 83 ، 84 ؛ مجمع الزّوائد : 7 / 234 كه صحّت آن را تأييد كرده گويد : احمد و ابو يعلى آن را روايت نموده‌اند و رجال احمد رجال صحيح است ؛ تذكرهء سبط 39 ؛ السيرة الحلبيه : 3 / 313 ؛ سيرهء زينى دحلان : 3 / 193 در حاشيهء السيرة الحلبية ؛ اسعاف الرّاغبين 67 . ( 2 ) . معجم البلدان : 3 / 356 . ( 3 ) . شرح الشفاء : 3 / 166 . ( 4 ) . الامامة و السّياسة : 1 / 56 ؛ تاريخ يعقوبى : 2 / 157 ؛ جمع الجوامع ، بر طبق ترتيب سيوطى : 6 / 84 با تأييد صحّت حديث . ( 5 ) . العقد الفريد : 2 / 283 . ( 6 ) . اين حديث را حاكم در المستدرك : 3 / 119 و بيهقى از امّ سلمه روايت كرده‌اند . نيز رك : المناقب ، خوارزمى 107 ؛ الاجابة ، زركشى 11 ، سيرهء زينى دحلان : 3 / 194 ؛ المواهب ، قسطلانى : 2 / 195 ؛ شرح المواهب ، زرقانى : 7 / 216 . ( 7 ) . رك : مدارك و منابع پيشين .