تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
قطعى به نفى حديث ، فريبكارى و گمراهى امّت ، نسبت به حقيقت ، و تصحيح جنگهاى خونين طرفين بواسطهء رأى و اجتهاد است تا بتواند بگويد كه امير المؤمنين باهم نبردهاى خود ، در رأى و اجتهاد برابرند و اين هردو مجتهد بوده‌اند و رأى آنها ، چه صواب و چه خطا ، براى آنان الزام‌آور است . چيزى كه هست براى كسى كه درستكار باشد ، دو پاداش است و براى خطاكار يك پاداش بيشتر نيست . غافل از اينكه محقّق هشيار ، مشت اين فريبكاران را باز و دست تحقيق ، خفتهء مصيبت‌زده را بيدار مىكند ، و خامهء حقيقت نمىگذارد كه امّت اسلامى را به هرسو بىهدف بكشانند ، چه آنان را هشدار مىدهد كه اجتهاد آنان - اگر اين رؤيا درست باشد - اجتهادى است در مقابل نصّ گوياى نبوى . كاش مىدانستم كه چگونه اين امر بر كسى پوشيده مىماند ؟ و چگونه يك نفر مىتواند تا بدين حدّ خود را به نادانى بزند ؟ و حال آنكه در برابر گروه‌هاى علمى ، سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به همسرانش قرار دارد كه مىفرمايد : ايّتكنّ صاحبة الجمل الادبب - و هو كثير الشّعر - تخرج فينبحها كلاب الحوأب ، يقتل حولها قتلى كثير ، و تنجو بعد ما كادت تقتل ؟ « 1 » : كداميك از شما زنان ، صاحب شتر پرموى خواهد بود كه خروج مىكند و سگهاى محلّهء حوأب بر او عوعو مىكنند ؛ كشتگان فراوانى گردش بر زمين افتند و او تا نزديك كشته شدن مىرود و نجات مىيابد ؟ و در تعبير ديگرش صلّى اللّه عليه و آله : چگونه خواهد بود وضع يكى از شما زنان هنگامى كه سگان محلّهء حوأب بر او حمله كنند ؟ « 2 »
هامش
( 1 ) . اين حديث را بزّار ؛ ابو نعيم ؛ ابن ابى شيبه ؛ ماوردى در اعلام 82 ؛ زمخشرى در الفائق : 1 / 190 ؛ ابن اثير در النّهاية : 2 / 10 ؛ فيروزآبادى در قاموس : 1 / 65 ؛ كنجى در الكفاية 71 ؛ قسطلانى در المواهب اللدنية : 2 / 195 ؛ زرقانى در شرح المواهب : 7 / 216 و هيثمى در مجمع الزّوائد : 7 / 234 روايت كرده‌اند . هيثمى گويد : آن را بزّار روايت كرده و رجالش مورد وثوق است . سيوطى در جمع الجوامع ؛ متقى در كنز العمال : 6 / 83 ؛ حلبى در السيرة الحلبية : 3 / 313 ؛ زينى دحلان در سيرهء خود : 3 / 193 ، در حاشيهء السيرة الحلبية و صبّان در الاسعاف 67 آن را نقل كرده‌اند . ( 2 ) . احمد در مسندش : 6 / 52 ؛ ابن ابى شيبه ؛ نعيم بن حماد در الفتن ؛ سيوطى به نقل از دو مدرك اخير ، در جمع الجوامع و متقى هندى در كنز العمال : 6 / 84 اين حديث را آورده‌اند .