نقيصهء اخلاقى و كمبودى در كمال شخص باشد ، مشروط بر اينكه دشمنى براى ايمانش نباشد . امّا ايراد قضيّه به طور مطلق ، همراه با اختصاص به امير المؤمنين ، مسلّما چيزى جز امتياز امامت نيست . ازاينرو ، پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله مىفرمايد : يا على ! اگر تو نبودى مؤمنان پس از من شناخته نمىشدند . « 1 » و گويد : به خدا سوگند ، هركس ، چه از اهل بيتم و چه از ديگر مردم ، او را دشمن دارد ، از ايمان بيرون است . « 2 »
مگر نمىبينيد كه چگونه عمر بن الخطّاب حكم به نفاق مردى داد كه به على عليه السّلام ناسزا مىگفت . او گفت : گمان آن دارم كه تو منافقى ؟ « 3 »
به اينترتيب جا دارد كه كوه آتشفشان حقد و كينهء ابن تيميه بر اثر اين حديث منفجر گردد و گرانبارترين نسبتها را به حديث بدهد و براى بىارزشكردن سخن ، به جوش آيد و بالا و پايين بپرد .
امّا حديث نخست : هذا فاروق امّتى يفرق بين اهل الحق و الباطل كه ابن تيميه آن را دروغ پنداشته است ، اسنادش به ابن عبّاس ، سلمان ، ابوذر ، حذيفهء يمانى و ابو ليلى غفارى منتهى مىشود . گروه بسيارى از حفّاظ و بزرگان ، حديث را از نامبردگان روايت كردهاند ، از قبيل :
حاكم ، ابو نعيم ، طبرانى ، بيهقى ، عدنى ، بزّار ، عقيلى ، محاملى ، حاكمى ، ابن عساكر ، كنجى ، محبّ الدّين ، حمّويى ، قرشى ، ايجى ، ابن ابى الحديد ، هيثمى ، سيوطى ، متّقى هندى و صفورى كه متن حديث نزد آنان چنين است :
ستكون بعدى فتنه ، فاذا كان ذلك فالزموا علىّ بن ابى طالب فانّه اوّل من يصافحنى يوم القيامة ، و هو الصديق الاكبر ، و هو فاروق هذه الامّة يفرق بين الحقّ و الباطل ، و هو يعسوب المؤمنين و المال يعسوب المنافقين : پس از من به زودى آزمايشى پديد آيد ؛ هنگامى كه چنين شد ، از على بن ابى طالب دست برمداريد . او نخستين كسى است كه روز قيامت با من مصافحه خواهد كرد ، او بزرگترين راستگو و جداكنندهء حق از باطل در
هامش
( 1 ) . المناقب ، ابن مغازلى ؛ شمس الاخبار 37 ؛ الرياض : 2 / 202 ؛ كنز العمال : 6 / 402 .
( 2 ) . شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد : 2 / 78 .
( 3 ) . تاريخ بغداد : 7 / 453 .