تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
مىبينم در مباحث كتابش سخن مىگويد ، ولى درك و عقل در گفتارش نيست . گفتارى را ردّ مىكند كه روى آن بحثى صورت نگرفته و كسى مدّعى آن نشده است . در اينجا آية اللّه علّامهء حلّى از عبد اللّه بن عمر روايتى نقل كرده كه گويد : ما منافقان را نمىشناختيم . . . ابن تيميه مىگويد : اين حديث را به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دروغ بسته‌اند و متوجّه نيست كه راوى ، آن را به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نسبت نداده است و حقّ مقام اين بود كه نسبت آن را به عبد اللّه بن عمر نفى كند . از اين گذشته ، عبد اللّه بن عمر در اين سخن تنها نيست ، اين امر مورد اتّفاق گروهى از صحابه است از قبيل : 1 - ابوذر غفارى كه گويد : منافقان را در دورهء پيامبر با سه علامت مىشناختيم : به تكذيب خدا و پيامبر ، به تخلّف از نماز ، به دشمنى با على بن ابى طالب . « 1 » 2 - ابو سعيد خدرى گويد : ما گروه انصار ، منافقان را به دشمنى با على مىشناختيم و در تعبير زرندى : ما نمىشناختيم منافقان عهد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را مگر به دشمنى با على . « 2 » 3 - جابر بن عبد اللّه انصارى گويد : ما منافقان را جز به دشمنى نسبت به على بن ابى طالب نمىشناختيم . « 3 » 4 - ابو سعيد محمّد بن هيثم گويد : ما گروه انصار منافقان را نمىشناختيم مگر به دشمنى آنها نسبت به على بن ابى طالب . « 4 » كلماتى را كه نقل كرديم مجرّد ادعا از آنان نيست ، بلكه متّكى به چيزى است كه از
هامش
( 1 ) . اين حديث را خطيب در المتّفق ؛ محب الدّين طبرى در رياض : 2 / 215 ؛ جزرى در اسنى المطالب 8 كه حاكم صحتش را تأييد كرده است ؛ سيوطى در الجامع الكبير طبق آنچه در ترتيب او : 6 / 390 آمده است ، آورده‌اند . ( 2 ) . جامع ترمذى : 2 / 299 ؛ حلية الاولياء : 6 / 295 ؛ الفصول المهمّة 126 ؛ أسنى المطالب جزرى 8 ؛ مطالب السئول 17 ؛ نظم الدّرر زرندى ؛ الصّواعق 73 . ( 3 ) . اين حديث را احمد در المناقب ؛ ابن عبد البرّ در الاستيعاب : 3 / 46 در حاشيهء الاصابة ؛ حافظ محبّ الدين در الرّياض : 2 / 214 ؛ حافظ هيثمى در مجمع الزّوائد : 9 / 136 آورده‌اند . ( 4 ) . اسنى المطالب 8 ؛ تذكرة الخواص 17 .