پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله دربارهء على عليه السّلام شنيدهاند و اينك متون آن احاديث :
روايت نخست
1 - از امير المؤمنين روايت كردهاند كه گفت : و الذى فلق الحبة و برأ النسمة انّه لعهد النبى الامّى الىّ : أنه لا يحبنّى الّا مؤمن ، و لا يبغضنى الّا منافق : سوگند به آنكس كه دانه را شكافت و جان را آفريد ، اين عهدى است كه پيامبر امّى با من در ميان نهاده كه دوستم نمىدارد مگر مؤمن و دشمنم نمىگيرد مگر منافق .
اين حديث را حافظان و محدثان ذيل روايت كردهاند :
مسلم در صحيح خود ، چنان كه در الكفاية آمده است ؛ ترمذى در جامع خود : 2 / 299 ، بدون سوگند روايت كرده ، گويد : حسن است و صحيح ؛ احمد در مسند خود : 1 / 84 ؛ ابن ماجه در سنن خود : 1 / 55 ؛ نسائى در سنن خود : 8 / 117 و در خصائص خود 27 ؛ ابو حاتم در مسند خود ؛ خطيب در تاريخ خود : 2 / 255 ؛ بغوى در المصابيح : 2 / 199 ؛ محبّ الدّين طبرى در الرياض : 2 / 214 ؛ ابن عبد البرّ در الاستيعاب : 3 / 37 ؛ ابن اثير در جامع الاصول ، چنان كه در تلخيص آن به نام تيسير الوصول : 3 / 272 به نقل از مسلم و ترمذى و نسائى آمده است ؛ سبط ابن جوزى در تذكرة الخواص 17 ؛ ابن طلحه در مطالب السئول 17 ؛ ابن كثير در تاريخ خود : 7 / 354 از حافظ عبد الرزّاق و احمد و مسلم و از هفت نفر ديگر روايت كرده ، گويد : صحيح است ؛ شيخ الاسلام حمّويى در فرائد السمطين ، باب بيست و دوم به چهار طريق ؛ جزرى در اسنى المطالب 7 با اعتراف به صحّتش ؛ ابن صباغ مالكى در الفصول 124 ؛ ابن حجر هيثمى در الصّواعق 73 ؛ ابن حجر عسقلانى در فتح البارى : 7 / 57 ؛ سيوطى در جمع الجوامع بر طبق ترتيبش : 6 / 394 - به نقل از حميدى ؛ ابن ابى شيبه و احمد و عدنى و ترمذى و نسائى و ابن ماجه و ابن حبّان در صحيح خودشان ؛ ابو نعيم در حلية الاولياء ؛ ابن ابى عاصم در سنن خود ؛ قرمانى در تاريخ خود در حاشيهء الكامل : 1 / 216 ؛ شنقيطى در الكفاية 35 كه صحّتش را نيز تأييد كرده است .