دربارهء حديث از او پرسيد : امّ سلمه گفت : پيامبر اين حديث را در خانهء من فرمود . آن مرد به سعد گفت : هيچگاه تو نزد من پستتر از امروز نشده بودى ، سعد گفت : چرا ؟ مرد پاسخ داد : اگر من اين سخن را از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شنيده بودم ، در تمام عمر خود خدمتگزارى على را رها نمىكردم .
حافظ هيثمى اين حديث را نقل كرده ، گويد : بزّار آن را روايت كرده و در روايت او فقط سعد بن شعيب است كه او را نمىشناسم ، ولى بقيّهء رجالش ، رجال صحيح هستند . « 1 »
مردى را كه هيثمى نمىشناسد ، سعيد بن شعيب حضرمى است و ناآشنايى او به خاطر تصحيف و دگرگونى در لفظ است . بسيارى از ارباب سير شرح حالش را آوردهاند ، چنان كه شمس الدّين ابراهيم جوزجانى بيان كرده و گفته است : او پيرمردى شايسته و بسيار راستگو بود . « 2 »
آخر چگونه اين مرد مىتواند حكم كند بر اينكه احدى از صحابه و علما به هيچوجه آن را روايت نكردهاند ؟ اين حافظ ابن مردويه در المناقب و سمعانى در فضائل الصّحابة است كه با سلسلهء سند از محمّد بن ابى بكر ، از عايشه روايت كردهاند كه او گفت : شنيدم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىفرمود : على مع الحق و الحق مع علي لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض .
و ابن مردويه در المناقب و ديلمى در الفردوس روايت كردهاند هنگامى كه شتر عايشه را پى كردند و عايشه به يكى از خانههاى بصره وارد شد ، محمّد بن ابى بكر نزدش آمد و بر او سلام كرد و عايشه با او حرف نزد . محمّد گفت : ترا به خدا سوگند مىدهم آيا آن روز را به خاطر دارى كه تو خود مرا حديث كردى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه او فرمود :
حق پيوسته با على است و على با حق همراه است ، هيچگاه نه با هم خلاف مىكنند ، و نه از هم جدا مىشوند ؟ گفت : آرى .
ابن قتيبه از محمّد بن ابى بكر آورده است كه او بر خواهرش عايشه ، رضى اللّه عنها ، وارد شد و به او گفت : آيا نشنيدى كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله مىگفت : علي مع الحق و الحق مع
هامش
( 1 ) . مجمع الزّوائد : 7 / 236 .
( 2 ) . خلاصة الكمال 118 ؛ تهذيب التهذيب : 4 / 48 .