تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
اسلام پنج پايه دارد : نماز ، زكات ، حجّ ، روزه و ولايت . و احاديث فراوان در اين زمينه وارد شده و معتقد است كه تأخير حجّ واجب از سال استطاعت گناهى بزرگ و پرعقوبت است ، و هنگام مرگ به تارك حجّ ، گفته مىشود : بمير اگر خواهى به كيش يهود و اگر خواهى به كيش مسيحيّت . حال آيا معقول است با وجود اين عقايد و احاديث و فتاواى فقها كه از كتاب و سنّت مبنى بر وجوب حجّ استنباط شده است ، شيعه به كسى كه زيارت را به جاى حجّ كافى نداند ، ناسزا گويد ؟ امّا كتاب شيخ مفيد ، چيزى در آن نيست جز اينكه آن را منسك الزّيارات ناميده است و « منسك » چيزى جز عبادت و آنچه حق خدا را ادا كند ، نيست و براى اين لفظ حقيقت شرعى نسبت به خصوص اعمال حج پديد نيامده است ، هرچند در عرف و اصطلاح مناسك را در مورد حج به كار مىبرند . ازاين‌رو ، هرعبادتى كه مشمول رضاى حقّ باشد ، در هرمكان و هرزمانى باشد ، مىتوان بدان « منسك » اطلاق كرد . و از آنجا كه زيارت مشاهد و آداب رسيده و ادعيّه و نمازهاى وارد شده ، بر خلاف سجده بر قبر يا نماز به سوى قبر يا خواستن حاجتى مستقيما از صاحب قبر ، از عبادتهاى مشروع و صحيح است ، اين عبادت همان وسيله قرار دادن آنان است بر اثر قرب و مقامى كه نزد خدا دارند . بدين‌ترتيب ، چه مانعى بر اطلاق لفظ « منسك » به اين عبادت وجود دارد ؟ و امّا آنچه نسبت داده كه در آن كتاب دروغ و شرك وجود دارد ، او با ساير نسبت دروغينش به عواقب اين دروغها اهميّت نمىدهد . كتاب شيخ مفيد هم هنوز از بين نرفته است ، در مقابل ماست . در آن چيزى نيست مگر آنچه در كتابهاى مشابهش از كتابهاى ادعيه و زيارات موجود است . محتويات كتاب تنزّل ائمّهء طاهرين از مراتب الوهيّت است كه حقّ آنها نيست ، و اثبات بندگى و خضوع در برابر قدرت خداى سبحان با داشتن عالىترين مقام قرب به درگاه او مىباشد . چگونه است كه از براى اين قوم اميد فهم هيچ گفتارى نمىرود ؟ 11 - مىگويد : برخى از كذابان حديثى جعل كرده‌اند مبنى بر اينكه آيهء « تنها صاحب