تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
شمرد ، و در اين امر منافاتى نيست كه از پاره‌اى احكام مستثنا باشد ، زيرا در اينجا مصالح و حكم اجتماعى نهفته است كه نبايد بر كسى پوشيده ماند . امّا در مورد نفى صفات ، اگر به آن معنى باشد كه شيعه نفى مىكند ، يعنى اينكه بگوييم زايد بر ذات نيست و عين ذات است ، اين توحيد محض است و جاى بحث آن در كتب علم كلام است و اگر به آن معنى باشد كه « معطّله » مىگويند ، شيعيان از آن‌معنى مبرّايند ؛ همچنين است سخن در خلقت قرآن ، زيرا با خدا چيز ديگرى كه ازلى باشد و در قدمت با او برابرى كند ، وجود ندارد ، چنان كه برهان صادق آن را كتب عقايد به تفصيل متعرّض است . امّا اينكه خدا ناديدنى است ، بدين‌دليل است كه خدا جسم نيست و منطق صحيح مؤيد به كتاب و سنّت ، گواه آن است ؛ براى اين بحث نيز بايد به جاى مناسبش مراجعه كرد . امّا ساير چيزهايى را كه به آنان نسبت داده است ، دروغهاى محض است . شيعه از قديم و جديد ترديدى در گمراهى كسى كه به اين اكاذيب عقيده‌مند باشد ، ندارد . 10 - مىگويد : رافضيان مساجد را كه خداوند احترام به آنان و نام بردن خود را در آنها امر كرده است ، رها كرده ، نه نماز جمعه مىخوانند و نه نماز جماعت ، و براى مساجد احترام نمىگذارند و اگر هم در آن نماز بگذارند ، به طور فرادا نماز مىگزارند نه به جماعت ، ولى به مشاهد و آثارى كه بر فراز گورها بنا كرده‌اند ، احترام فراوان مىنهند و همانند مشركان در آن مشاهد عكوف كرده ، به شيوهء حاجيان كه براى زيارت بيت عتيق به مكّه مىروند ، آن اماكن را مقصد و مقصود قرار مىدهند ، تا جايى كه برخى از آنها زيارت آن اماكن را از زيارت كعبه و انجام عمل حجّ برتر مىدانند ، بلكه اگر كسى با زيارت آنها خود را از زيارت حجّ واجب مستغنى نكند ، او را ناسزا مىگويند ، چنان كه اگر به جاى جمعه و جماعت به مشاهد نرود ، مشمول بدگويى خواهد بود ، و اين خود نمونه‌اى از دين مسيحيان و مشركان است . ( 1 / 131 ) همو گويد : رافضيان مشاهد و قبورى را كه خدا و پيامبرش ساختمان آنها را