6 - مىگويد : گاهى نامشان را به زير پاهايشان مىنويسند ؛ چنان كه يكى از حكّام پاى مردى را كه چنين كرده بود ، مىزد و مىگفت : من ابو بكر و عمر را زدم و پيوسته آنها را مىزنم تا نابودشان كنم .
7 - و بعضى از آنان سگهاى خود را به نام ابو بكر و عمر ناميده ، آنها را لعن مىكنند . ( 1 / 11 )
پاسخ : ما پرهيز داشتيم از اينكه صفحات كتابمان را به چيزهايى كه ابن تيميه جبين كتابش را بدانها آلوده كرده است ، موهون و آلوده سازيم ، چيزهايى كه نهتنها صفحات كتابش بلكه صفحات تاريخ زندگانىاش و تاريخ قومش ، همه را سياه كرده است ، ولى از آنجا كه من ترسيدم كه اين مطالب بر مردمى سادهلوح پوشيده بماند ، ترجيح دادم آنها را نقل كنم ، و در تعقيب آن بگويم كه امثال اين موهومات كه خارج از بحثهاى علمى و گفتگوى دانشمندان است ، تنها نسبتهايى است كه مردم دون و اراذل كوچه و بازار به يكديگر مىدهند و شايد در ميان آنها كسانى باشند كه از آوردن اين نامها بر جبههء انسانيت خود شرم آرند ، زيرا اين گونه سخنان ساختگى جز تهمت نيست كه براى وجود خارجىاش چيزى جز اوهام و خيالات ابن تيميه نمىتوان پيدا كرد .
او اين لقبهاى دروغين را از خود مىسازد ، و در بههم بافتن اين دروغهاى محض ، تعمّد دارد . سپس فحش و ناسزا مىگويد ، تكفير مىكند ، و نسبت به شيعه رذالت نشان مىدهد . او نهتنها آداب دينى را رعايت نمىكند ، بلكه رسم علم و ادب تأليف و امانت در نقل و عفّت قلم و بيان را هم به جا نمىآورد .
خواننده نبايد گمان برد كه اين نسبتهاى دروغين به قرون گذشته مربوط بوده و ناشى از جهل و نادانى مردم ، نسبت به عقايد و مذاهب اسلامى است بلكه عامل آن زيادت فاصلهء ميان آنان بوده است و مانند قصّهء گذشتگان است كه تكرار نخواهد شد ، زيرا امروزه افكار مردم پيشرفته است و ارتباطات موجود ، كشورهاى جهان را سخت بههم نزديك ساخته ، و عقايد هرمذهب ، مشهور و معروف بين مردم شده است . ازاينرو ، شايسته است در اين عصر كه نابخردان آن را دوران نورانىاش مىخوانند ، ديگر كسى
الغدير ( فارسى ) — صفحة 213
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٢١٣