تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
همو گويد : از تعصّب رافضيان اين است كه عدد ده را به زبان نمىآورند و به جاى آن ، نه و يك مىگويند و در ستونها يا ديگر بناهاى خود تعداد آنها را ده قرار نمىدهند و كوشش در احتراز از عدد ده را در بسيارى از كارهاشان رعايت مىكنند . ( 2 / 143 ) پاسخ : آيا براى كسى كه خود را شيخ الاسلام مىنامد ، عيب نيست كه در كتاب خود ميان مسلمانان اين رسوايى را منتشر سازد ؟ و در خلال آن ، اين مطلب واهى را تكرار كند . انگار كه تحقيق بىسابقه يا فلسفهء مترّقى يا حكمت رسايى كه امّت اسلامى را زنده كند ، آورده است . امّا از اين شگفت‌آورتر ، قصّهء مردى است كه خود را به علم و فضيلت نسبت دهد ، آنگاه چون سخنى بگويد ، دروغ درآيد و چون به كسى نسبت دهد ، خلاف باشد . گفتارهايش در ترازوى سنجش به سخنان بزچرانها ، بلكه از آنها پايين‌تر مىماند . گويا اين مرد هرگاه كه از شيعه چيزى نقل مىكند ، از يك ملّت منقرض شده سخن مىگويد كه با دگرگونى احوال كسى ديگر از آنها نمانده است تا آبرو و حيثيت خود را بشناسد و از حريم خود و قومش دفاع كرده ، نسبتهاى دروغين را از آنان بزدايد . از اين گذشته ، كرهء گستردهء زمين به ميليونها نفر از افراد اين فرقه زيور يافته و كتابخانه‌هاى مهمّ جهان لبريز از كتب اين قوم است . نزد چه كسى از آنها و در كداميك از اين كتب ، چنين مطلب مسخره‌اى را مىتوان يافت ؟ بلى در قرآن آمده است :
تِلْكَ عَشَرَةٌ كامِلَةٌ
« 1 » ؛
مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها
« 2 » ؛
وَ الْفَجْرِ وَ لَيالٍ عَشْرٍ
« 3 » ؛
فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ
« 4 » ، و از اين قبيل . شيعه اين آيات را در هرفرصتى از شب‌وروز مىخواند و اين دعاى عشرات است كه شيعه در هرجمعه‌اى يك‌بار آن را مىخواند ، و اين نمازهاى مستحبّى است كه بايد ده بار سورهء معيّنى در آن تكرار شود ، و اين اذكار مستحبّى است كه بايد ده ، ده خوانده شود ، و بحث عقول عشره ، و جواهر و اعراض عشره ( در فلسفه به نام مقولات عشر ) را در كتابهاى شيعه مىخوانيم .
هامش
( 1 ) . بقرة 2 / 196 . ( 2 ) . انعام 6 / 160 . ( 3 ) . فجر 89 / 1 ، 2 . ( 4 ) . هود 11 / 13 .