اصولا شيعه براى عدد به تنهايى ارزشى قائل نيست و هيچكس را به دوستى و دشمنى با عدد علامتگذارى نمىكند ، هرچند كه معدودش را دوست يا دشمن دارد و گردش دنيا از احدى از آنان دربارهء نام عدد ده ، به عنوان نه و يك نشنيده است . از اين همه نادانى به خدا پناه مىبريم !
2 - گويد : از نادانىهاى شيعه اينكه براى امام منتظرشان چند محل قرار دادهاند و در آنجاها انتظار او را مىكشند ، مانند سردابى كه در سامراست و گمان مىكنند كه او در آنجا غايب گرديده و چند جاى ديگر . گاهى در آنجا حيوانى چون استر يا اسب نگه مىدارند تا هنگامى كه خروج كرد ، سوار شود ، و در آنجا كسى را مىگمارند تا در ساعات روز يا اوقات ديگر او را به خارج شدن ندا دهد و بگويد : اى مولاى ما خروج كن ، و شمشير را بدون اينكه كسى در مقابلشان باشد ، از غلاف بيرون مىكشند و سلاح برمىدارند . در ميان شيعه كسانى هستند كه دائما به خدمتش ايستاده ، حتّى نماز نمىخوانند تا مبادا منتظر آنها خروج كند و آنان در نماز باشند و نماز ، آنان را از خروج و اداى وظيفهء خدمتشان بازدارد ، و آنان در جاهاى دور از محل ظهورش ، مانند مدينهء پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله چه در ده روزهء اواخر ماه رمضان ، يا در وقت ديگر ، رو بهسمت مشرق ايستاده با صداى بلند خروج او را درخواست مىكنند .
3 - از حماقتهاى آنان اين است كه برّهاى را نگهدارى و گاهى آن را به رنگ قرمز ، رنگآميزى مىكنند و از آنجا كه عايشه را حميرا مىناميدند و آن برهء قرمز را عايشه فرض كرده ، حيوان را با كندن مو و آزارهاى ديگر شكنجه مىكنند تا بدينوسيله عايشه را كيفر داده باشند .
4 - ديگر اينكه پوستى را پر از روغن مىكنند ، آنگاه شكم پوست را شكافته ، روغن از آن برگرفته ، مىخورند و مىگويند : اين به جاى زدن عمر و نوشيدن خون اوست .
5 - و از اين قبيل است نامگذارى برخى از آنها دو الاغ از الاغهاى آسيا را يكى به نام ابو بكر و ديگرى به نام عمر ؛ آنگاه كيفر دادن دو الاغ را به جاى كيفر دادن ابو بكر و عمر .
( 2 / 145 )
الغدير ( فارسى ) — صفحة 212
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٢١٢