شرح حالش در هيچ كتابى به كمترين فضيلتى از او برنمىخوريم و در هيچ كتاب حديثى ، هيچگونه علمى ، از دانشهايى كه شهرستانى از براى او ادّعا مىكند ، و براى او خوابش را مىبيند ، ديده نمىشود ، ولى امام حسن عسكرى عليه السّلام را در كتابهاى شرححال ، و فهرستهاى هردو فرقه ، به علم و وثوق ياد مىكنند ، و كتابهاى علمى و حديثى ما از تعاليم و معارفش آكنده است .
حال بايد ديد آنان كه پيروان حسن عليه السّلام را « حماريّه » ناميدند ، چه كسانى هستند ؟ آنان كسانى هستند كه به اهل بيت نبوّت همواره رشك مىبردهاند و ازاينرو ، براى هركدام از آنها در زمانشان ، كسانى پيدا مىشدند كه دربارهء آنها بدگويى كرده ، پيروانشان را ناسزا گويند ، ولى اين بدگوييها هيچگاه براى آنان و پيروانشان لقب نمىشود . اين فحاشيها و بدگوييها جمع مىشود و همانند كثافتها كه به جاهاى پست فرومىريزد ، جاى پست خودش را پيدا مىكند .
چه موقع حسن بن على بن فضّال در عهد امام حسن عسكرى وجود داشته تا از امام حسن عسكرى به جعفر بازگردد ؟ روزى كه ابن فضّال در سال 221 وفات كرد ، هنوز نطفهء حسن عليه السّلام و جعفر منعقد نشده بود و پدر بزرگوارشان امام هادى ( و 212 ) هنوز به سنّ بلوغ نرسيده بود .
اما چه كسى از براى امام هادى دخترى با نام فاطمه نقل كرده است تا كسى قائل به امامتش شود ؟ امام هادى ، به اتّفاق مورخان ، از اولاد ذكور تنها حسن ، حسين و جعفر و از اولاد اناث فقط عليّه را از خود به جاى نهاد .
اين بود مجموع نادانيها و تهمتهاى طبله عطّارى شهرستانى كه صفحهاى از كتابش و برگى از تاريخ زندگىاش را بدانها سياه و تباه كرده است ، و چه بسيار صفحاتى نظير اين صفحه دارد كه جز نادانى عامل ديگرى او را به اين پرتگاه سقوط ، سوق نداده است ، تا جايى كه دربارهء امام هادى كه در مورد آن حضرت و پدرش به اشتباه افتاده بود ، به اشتباهى بزرگتر افتاده ، مىگويد كه مدفنش در قم « 1 » است ، در صورتىكه سامراى
هامش
( 1 ) . الفصل : 2 / 5 ( حاشيه ) .