تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
همه يكزبان آنان را از هرنوع بدانديشى منزّه دانسته‌اند . بديهى است كه علماى شيعه بهتر از ديگران آنان را مىشناسند و نيك مىدانند كه مخالفانشان از آنها دورند و آشنايى نسبت به آنان و احوالشان ندارند و با آنها در نشست‌وبرخاست نبوده‌اند . از قديم الايّام تا امروز در ميان شيعه كسى نيست كه فرقه‌هايى به نامهاى « هشاميّة » « زراريّه » ، « يونسيّه » و فرق ديگرى را كه شهرستانى و ديگران به شيعه نسبت داده‌اند ، بپذيرد و يا حتّى بشناسد . شيخ علّامه ابو بكر بن عتايقى حلّى در رساله‌اى كه دربارهء فرقه‌هاى موجود به خطّ خود دارد ، اين فرقه‌ها را نفى كرده است و سيّد مرتضى علم الهدى در الشّافى و سيّد علّامه مرتضى رّازى در تبصرة العوام تمامى نسبتهاى ناروا به شيعه را تكذيب كرده‌اند . سيد رازى گويد : اين نسبتها جز در كتب مخالفان فكرى شيعه به منظور بىارزش جلوه دادن آنها در مقابل عموم ، در جاى ديگرى ديده نمىشود . اصولا شيعيان كه با هشام و زراره و امثال آنها مربوطند و بيش از ديگران به افكارشان نزديك ، اين تهمت را نمىشناسند و نمىپذيرند ، و در كتابهاشان چيزى از اين قبيل ديده نمىشود ، و آنچه به چشم مىخورد ، خلاف اين نسبتهاست ، چنان كه آيت اللّه علامهء حلّى در مناهج اليقين و ديگر اعلام شيعه وجود هيچ‌كدام از اين فرق را نمىپذيرند . حال آيا اين مرد مىتواند دليلى بر اثبات اين دعاوى خود ، در برابر اماميّه ارائه دهد ؟ به خدا قسم نه . و آيا در كتب كلام و تاريخ پيش از شهرستانى ، به هشام نسبت عقيده به الوهيّت على عليه السّلام داده شده است ؟ نه و اللّه . و آيا چشم هيچ انسانى يا گوشهايش حتى يك كلمه از كتابهايى را كه او به يونس بن عبد الرّحمن نسبت مىدهد و ادعا مىكند كه در باب تشبيه است ، ديده و يا شنيده است ؟ نه و اللّه . اطمينان دارم كه حتّى شهرستانى هم نه ديده و نه شنيده است . از اينها شگفت‌تر آنكه گويد : 7 - پس از وفات على بن محمّد عسكرى ، بار ديگر شيعه اختلاف كرد ، گروهى امامت
الغدير ( فارسى ) — صفحة 203 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى