تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
مقصود اين است كه خورشيد بر هيچ پيامبرى غير از من باز نگشته مگر براى يوشع . « 1 » 34 - نور الدّين حلبى شافعى ( م 1044 ) كه شرح حالش در اين كتاب گذشت « 2 » ، گويد : امّا بازگشت خورشيد پس از غروب براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در خيبر اتّفاق افتاده و از اسماء بنت عميس روايت شده است . وى پس از ذكر حديث گويد : بعضى گويند : براى كسانى كه راه دانش بپويند ، شايسته نيست از حفظ اين حديث تخلّف كنند ، زيرا اين حديث از بزرگ‌ترين علايم نبوّت است و حديثى است متّصل ، و در امتاع آمده است كه از پنج طريق روايت شده ، آنگاه آنها را ذكر مىكند و بدين‌ترتيب ، آنچه پيش از اين از ابن كثير نقل كرديم كه گفته است : حديث را تنها يك زن مجهول از اهل بيت كه حالش نامعلوم است ، نقل كرده است ، مردود مىگردد و همين ايراد بر ابن جوزى وارد مىباشد كه گفته است : اين حديث بىترديد دروغ است . آنگاه از امتاع ، پنجمين حديثش را ذكر و از سبط ابن جوزى داستان ابو منصور مظفّر واعظ را حكايت مىكند . « 3 » 35 - شهاب الدّين خفاجى حنفى ( م 1069 ) كه شرح حالش در اين كتاب گذشت « 4 » ، گويد : طبرانى به اسناد مختلف از رجالى كه اكثر آنها مورد وثوقند ، حديث را روايت كرده است . « 5 » همو افزايد : يكى از شارحان بر اين حديث اعتراض كرده و گفته است : اين حديث دروغ و رجالش مورد ايراد ، دروغگو و جعّال مىباشند . او نمىداند اين سخنان بر خلاف حقيقت است ، و او از كلام ابن جوزى به اين اشتباه افتاده است ، غافل از اينكه اكثر مطالب كتاب ابن جوزى مردود است ، چنان كه سيوطى در خاتمة الحّفاظ و سخاوى گفته‌اند : ابن جوزى در كتاب موضوعات خود براى مجعول جلوه دادن احاديث ، خود را سخت به زحمت انداخته تا جايى كه بسيارى از احاديث صحيح را چنان كه ابن صلاح اشاره كرده است ، در رديف مجعولات آورده است . « 6 »
هامش
( 1 ) . اين وجه جمع را گروهى از حافظان و بزرگان متذكّر شده‌اند . ( 2 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 139 . ( 3 ) . رك : السّيرة النّبويّة : 1 / 411 - 413 . ( 4 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 140 . ( 5 ) . شرح الشفاء : 3 / 11 . ( 6 ) . همان : 3 / 12 .