همو روايت را بدون ايراد در سندش از ابوذر نقل كرده است كه گفت : على روز شورا مىگفت : شما را به خدا سوگند ، آيا در بين شما كسى هست كه براى او خورشيد بازگشته باشد جز من ، هنگامى كه رسول خدا خوابيد و سرش را بر دامن من نهاد ؟ « 1 »
نامبرده در نشر العلمين ، بعد از ذكر كلام قرطبى ، گويد : من مىگويم كلام قرطبى در نهايت تحقيق است و استدلال او بر تجديد وقت به داستان بازگشت خورشيد در نهايت نيكويى است . ازاينرو ، نماز على به صورت ادا انجام شده است ، و گرنه بر بازگشت خورشيد فايدهاى مترتّب نبود ، زيرا صحّت قضاى نماز عصر ، بعد از غروب آفتاب است . « 2 »
اين استدلال و استحسان نيز در كتاب ديگرش آمده است . « 3 »
28 - نور الدّين سمهودى شافعى ( م 911 ) كه شرح حالش را در همين كتاب آورديم « 4 » ، در وفاء الوفاء در ذكر مسجد الفضيخ ، معروف به مسجد الشّمس به نقل از مجد گويد :
نبايد كسى گمان كند اينجا همان مكانى است كه بعد از غروب ، خورشيد براى على بازگشت ، زيرا اين كار در صهباء خيبر انجام شد . آنگاه حديث قاضى عياض و سخن طحاوى را نقل كرده و گويد : مجد مىگويد : اينجا شايستهتر است كه نامش را مسجد الشّمس بگذاريم تا جاى ديگر ، و ابن حزم تصريح كرده كه حديث جعلى است و قصهء ردّ الشّمس براى على به اجماع علما نزد او باطل است و گويندهاش نابخرد . من مىگويم :
حديث را طبرانى با سندهاى خود نقل كرده و حافظ نور الدّين هيثمى گفته است كه رجال يكى از روايات همه صحيحند ، مگر ابراهيم بن حسن كه مورد وثوق است و فاطمه دخت على بن ابى طالب را نمىشناسم . « 5 »
و ابن منده و ابن شاهين حديث اسماء بنت عميس را و ابن مردويه حديث ابو هريره را نقل كردهاند كه اسناد هردو « حسن » است و از كسانى كه صحّت آن را اعتراف كردهاند ، طحاوى و ديگران مىباشند . حافظ ابن حجر در فتح البارى پس از ذكر حديث از طريق
هامش
( 1 ) . اللئالى المصنوعة : 1 / 176 .
( 2 ) . نشر العلمين فى احياء الابوين 13 .
( 3 ) . التعظيم و المنّة 8 .
( 4 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 133 .
( 5 ) . وفاء الوفاء : 2 / 33 .