« حسن » دانستهاند .
حافظ احمد بن صالح گويد : در عظمت اين حديث كافى است كه بگوييم هركس در طريق دانش گام بردارد ، شايسته نيست از حديث اسماء تخلّف كند ، زيرا اين حديث از بزرگترين علائم نبوّت است .
حافظان احاديث بر ابن جوزى كه حديث را در كتاب موضوعات خود [ كه ويژهء احاديث جعلى است ] آورده ، بشدّت ايراد گرفتهاند ، حافظ ابو الفضل بن حجر در باب قول نبى صلّى اللّه عليه و آله احلّت لكم الغنائم ، از كتاب فتح البارى بعد از ايراد حديث گويد : ابن جوزى اشتباه كرده است كه آن را در مجعولات آورده است . اين سخن از روى خطّ ابن حجر نقل شده است . وى نيز مىافزايد : اين حديث از طريق اسماء بنت عميس و على بن ابى طالب و فرزندش حسين ، و ابو سعيد و ابو هريره روايت شده است ، آنگاه مطلب را به حوزهء حديث كشانده و از رجالش سخن به ميان آورده است و گويد : از مطالبى كه در پيش از بيانات حافظان احاديث در پيرامون اين حديث آورديم و رجال حديث را بيان كرديم ، معلوم شد كه در ميان راويان آن نه متّهمى وجود دارد و نه مطرود مورد اتّفاقى ؛ در نتيجه ، قطعيّت و عدم بطلان حديث بر شما آشكار شد . اكنون چيزى دربارهء حديث نمانده مگر شبهات و ايرادهايى كه بر آن گرفتهاند . آنگاه وى ايرادها را مطرح كرده و به هركدام پاسخ كافى و كامل داده است .
37 - ابو عبد اللّه زرقانى مالكى ( م 1122 ) كه شرححالش در اين كتاب گذشت ، « 1 » در كتاب شرح المواهب : 5 / 113 - 118 ، صحّت حديث را تأييد كرده ، گويد : ابن جوزى كه اين را از مجعولات قلمداد كرده است ، مرتكب خطا شده ؛ آنگاه بشدّت به ردّ ابن تيميّه پرداخته ، گويد : كلام ابن تيميّه جاى يك دنيا شگفتى است و پس از نقل عدم صحّت از قول احمد [ ابن تيميّه ] و ابن جوزى مىگويد : شامى گفته است : ظاهرا با حديث از طريق برخى از دروغگويان برخورد كرده ، نه از طريقى كه در سابق گفتيم ، و گرنه نمىتوانستند نسبت ضعف به آن بدهند تا چه رسد نسبت جعل ، و هرگاه اسناد حديث بر آنها عرضه
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 142 .