صحّت حديث ردّ الشّمس را طحاوى و قاضى در الشفاء پذيرفتهاند و شيخ الاسلام ابو زرعه آن را حسن دانسته و ديگران از او پيروى كردهاند و بر كسانى كه آن را مجعول مىدانند ، ايراد گرفتهاند ، و اين پندار كه ابن جوزى گفته : با غروب آفتاب وقت نماز سپرى شده و بازگشت خورشيد ديگر سودى ندارد ، مورد قبول نيست ، زيرا به عقيدهء ما همان طورى كه بازگشت خورشيد امتياز و كرامتى است ، درك اداى نماز عصر نيز امتياز و خصوصيّتى است . آنگاه داستان ابو منصور مظفّر بن اردشير عبادى نامبرده را ذكر مىكند . « 1 »
همو ، در حديث « شقّ القمر » گويد : متناسب با اين معجزه ، معجزهء ردّ الشّمس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بعد از غروب حقيقى است هنگامى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خوابيده بود ، تا آنجا كه گويد : پس خورشيد بازگشت تا على نماز عصر را به طور ادا بگذارد و اين كار براساس كرامت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود . در صحّت اين حديث اختلاف شده است . برخى آن را دروغ مىپندارند و پارهاى عقيده به صحّتش دارند كه حقّ هم همين است ، آنگاه تصريح كرده است كه از دو روايت اسماء يكى « صحيح » و ديگرى « حسن » است . « 2 »
33 - ملّا على قارى ( م 1014 ) كه در كتاب المرقاة گويد « 3 » : امّا ردّ الشّمس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را اسماء روايت كرده [ آنگاه حديث را ذكر كرده است ] و پس از ذكر كلام عسقلانى ، نامبرده گويد : از اينجا دانسته مىشود كه معنى ردّ الشّمس ، تأخير خورشيد است ، يعنى نزديك بود غروب كند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن را متوقف ساخت ، و بدينترتيب ، ايرادى كه پارهاى گرفتهاند كه اين از غفلت دروغساز است كه صورت فضيلتى را نگريسته ، توجه به فايدهاش نكرده است و نيز گفته است كه نماز عصرى كه با غروب آفتاب قضا شد ، بازگشت خورشيد آن را ادا نمىسازد ، خودبهخود پاسخ داده مىشود ، با اينكه قضا نشدن نماز را با بازگشت خورشيد مىتوان از خصوصيّات و امتيازات دانست كه در باب معجزات تأثيرگذارتر است و خداوند از حقيقت كارها آگاهتر است . حال اگر بگويند اين امر با حديث صحيحى كه رسيده است : خورشيد بر احدى جز يوشع بازگشت نكرده است ، پاسخ مىدهيم
هامش
( 1 ) . الصواعق 76 .
( 2 ) . شرح همزية البوصيرى 121 .
( 3 ) . المرقاة شرح المشكاة : 4 / 287 .