بيهقى گفته است : ابن جوزى كه آن را در مجعولات آورده ، خطا كرده است .
29 - حافظ ابو العباس قسطلانى ( م 923 ) كه نامش در همين كتاب ياد شد « 1 » ، حديث را از طريق طحاوى و قاضى عياض و ابن منده و ابن شاهين و طبرانى و ابو زرعه از حديث اسماء بنت عميس ، و از طريق ابن مردويه از حديث ابو هريره نقل كرده است . « 2 »
30 - حافظ ابن الدّبيع ( م 944 ) كه شرح حالش در اين كتاب گذشت « 3 » ، حديث را نقل كرده و ايراد احمد و ابن جوزى را متذكّر شده ، سپس با تصحيح طحاوى و صاحب الشفاء آن را جبران كرده ، گويد : ابن منده و ابن شاهين و ديگران حديث اسماء و غير او را نقل كردهاند . « 4 »
31 - سيّد عبد الرّحيم بن عبد الرّحمن عبّاسى ( م 963 ) كه مقصورهء ابن حازم « 5 » را نقل كرده است :
- شگفتا از معجزهء روشنى كه رقيب با گوشهء چشم آن را مىبيند و باز شك مىكند .
- شبههاى او را عارض شده كه از تحقيق آنچه ديده بود ، گمراه شد و هدايت نيافت .
- گمان كرد بازگشت خورشيد براى او بوده كه پردهء تاريك شب را به روشنايى روز شكافته است .
- در حالى كه خورشيد براى كسى جز يوشع هنگام جنگ و جز على هنگام خواب ، باز نگشته است .
آنگاه حديث را به تعبير طحاوى و از دو طريق وى نقل كرده و به دنبال آن قصهء ابو منصور مظفّر واعظ نامبرده را آورده است . « 6 »
32 - حافظ شهاب الدّين ابن حجر هيثمى ( م 974 ) كه نامش را در اين كتاب آورديم « 7 » ، حديث را كرامتى روشن براى امير المؤمنين عليه السّلام دانسته ، گويد :
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 134 .
( 2 ) . المواهب اللدنية : 1 / 358 .
( 3 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 134 .
( 4 ) . تمييز الطيّب من الخبيث 81 .
( 5 ) . مقصوره شعرى است كه آخرين كلمهء هربيت به الف كوتاه ( مقصوره ) ختم شود . مقصورهء ابن حازم را شريف ابو عبد اللّه سبتى ( م 760 ) و شيخ جلال الدّين محلّى ( م 864 ) شرح كردهاند .
( 6 ) . معاهد التنصيص : 2 / 190 .
( 7 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 134 .