تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
ضمن آن هفت خصلت فرمود : تو در قضاوت از همه داناترى . « 1 » 11 - حكمت به ده بخش تقسيم شده ، نه بخش آن اختصاصا در اختيار على است و يك بخش آن بين باقى مردم تقسيم شده است . « 2 » و چگونه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در حالى كه هنوز او زنده و على زنده است ، مىگويد : سپاس خدايى را سزاست كه حكمت را در خاندان ما قرار داد . « 3 » و هنگامى كه على عليه السّلام به نصوص متواترى كه از خود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رسيده ، دروازهء شهر علم و حكمت او باشد ، « 4 » در اين صورت ، چه كسى با او برابرى مىكند ؟ و كيست كه در علم به او شبيه يا نزديك باشد ؟ اين حديثى است كه بىشك از شخص پيامبر صلّى اللّه عليه و آله صادر شده است و بسيارى از نويسندگان دربارهء آن كتابهاى مستقلى تدوين كرده‌اند . پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله عايشه است كه مىگويد : على اعلم النّاس بالسّنّة « 5 » : على داناترين مردم به سنّت پيامبر است . و آنگاه عمر مىگويد : على اقضانا « 6 » ؛ اقضانا على « 7 » : نيروى داورى على از همهء ما بيشتر است . و از عمر كلمات مشهورى نقل شده است كه نشان مىدهد او تا چه حدّ نيازمند به
هامش
( 1 ) . حلية الاولياء : 1 / 66 ؛ الرياض النّضرة : 2 / 198 - به نقل از حاكمى ؛ مطالب السئول 34 ؛ تاريخ ابن عساكر ؛ كفايهء الكنجى 139 ؛ كنز العمّال : 6 / 153 . ( 2 ) . حلية الاولياء : 1 / 65 ؛ أسنى المطالب ، حافظ جزرى 14 . ( 3 ) . اين‌روايت را احمد در المناقب و محبّ الدّين طبرى در الرياض : 2 / 192 آورده‌اند . ( 4 ) . مراد حديث انا مدينة العلم و علىّ بابها است كه بسيارى از حافظان آن را به طرق متعدد نقل كرده‌اند ، چنان كه طبرى ، ابن معين ، حاكم ، خطيب ، سيوطى و ديگران صحّتش را تصديق نموده‌اند . ( 5 ) . الاستيعاب : 3 / 40 ؛ حاشيهء الاصابة ؛ الرياض النّضرة : 2 / 193 ؛ المناقب ، خوارزمى 54 ؛ الصواعق 76 ؛ تاريخ الخلفاء ، سيوطى 115 . ( 6 ) . حلية الاولياء : 1 / 65 ؛ طبقات ابن سعد 459 - 461 ؛ الاستيعاب : 4 / 38 ، 39 در حاشيهء الاصابة ؛ الرياض النّضرة : 2 / 198 ، 244 ؛ تاريخ ابن كثير : 7 / 359 و نيز گفته‌اند اين كلام از عمر به ثبوت رسيده است . رك : اسنى المطالب جزرى 14 ؛ تاريخ الخلفاء سيوطى 115 . ( 7 ) . طبقات ابن سعد 860 ؛ الاستيعاب : 3 / 41 ؛ تاريخ ابن عساكر : 2 / 325 ؛ مطالب السئول 30 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 140 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى